Machine transcription
(۱۰۰)
دو رخی کیشی بهشتی روی وقد
سلسله جعدی بنفشه عارضی
لب چنان کز خامه نقاش چین
گر ببخشد حسن خود بر زنگیان
ببسی آن تارك ابریشمین
از فروتـو گنج و از بر سو بهشت
آهو چشمی حلقه زلفی لاله خد
کشی سیاوش اندو و پرویزجد
بر چکد از سیم بر شنگرف مد
ترك را بيشك ز رنگ آيد حسد
بسته بر تارك زا بريشم عقد
سوزنی سیمین میان هر دوحد
بوشکور بلخی از شعرای متفکر این دوره است . اسم او را هیچ کدام از تذکره نگاران ثبت نکرده اند اما
کنیه او را باتفاق بوشکور نوشته اند. مولد او مسلماً بلخ است عده اورا بدان
شهر نسبت داده اند . بوشکور منظومات خود را بیشتر در قالب مثنوی
پرداخته و در بحور مختلف سخن گفته . از ساخته های او یکی آفرین
نامه است که ظاهراً به سال ۳۳۳ شروع و در سال ٣٣٦ تمام کرده
بعضی ابیات پراگنده را که معلوم میشود جزیی از قطعات و قصاید
است ؛ باو نسبت میدهند .
از مثنوی آفرین نامه ابیات زیر اختیار می شود، طرز فکر آن
گوینده حکیم مشرب از لابلای آن آشکار است :
خرد مند گوید خرد پادشاست
خرد را تن آدمی لشکر است
کسی کو بدانش ببردروزگار
جهان را بـدانش توان یافتن
که بر خاص وبر عام فرمانرواست
همه شهوت و آرزو چاکر است
نه او بازماند نه آهو ز کار
بـدانـش تـوان رشتن و بافتن
***
سخن گرچه با شد گرانمایه تر
سخن کز دهان بزرگان رود
نگین بدخشی برانگشتری
و از انگشت شاهان سفالین نگین
فرومایه گردد ز کم پایه تر
چونیکی بودداستانی بود
ز کمتر بـهتـر خـرد مشتری
بدخشانی آید بچشم کهین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
