Machine transcription
« ٥٩ »
فدوی دریغ نفرمایند بلکه در پنجادولت ارزانی دارند که هرگاه وسعت فدوی روبتنگی
آورد کمترین بدل و جان وصعق، ملك واملاك وخانه و اثاث البيت خود را هم فروخته بخرج
ملازمان سرکار والا میرسانم سعادت و افتخار خود میدانم زیرا که قدوم تفاخر لزوم قبلة
عالم اعتباریست که اجداد من با وجود آرزوی سالهای سال نیافته در ینوقت که از حسن نصیب
کمترین این دولت بسوزوال رسیده چگونه تا جان و توان باشد از دست بدهم خصوصا
در ینوقت که راه رفتن بلودیانه از هیچ طر فی ممکن نیست یعنی آنچه راه میدان
وهمواریست همه بتصرف رعیت حنگه است وراه کوهستان و ثبت نهایت سخت و مسافت
بعید وغیر آبادیست که هیچ کس در قرنی از قرون بدانطرف گاهی نشده بندگان
اقدس اشرف از کدام راه عازم لودیانه خواهندشد احسن واسعد آنست که بندگان اشرف
چندگاه دیگر هم درینجا سایه هما پایه را بمفارق دولتخواهان این کوهستان ارزانی داوند
تا دیده شود که از پردة غیب چه بظهورمی انجا مدچون عندالاستفسار والاستخبار متوطنان آنجا
بندگان مارا از کیفیت و کمیت راه چین و ثبت واقف نموده بودند که البته زحمت ومشقت بسیار
داردلیکن دست مخالفان از ایصال زبان و نقصان از آن راه کوتاه است بنا بر آن راجه موصوف
بعد از تسلى و تشفى بسیار ودلاساو دلداری بیشمار امر شد که از راه تبت اراده وعزیمت
سرکار بلودیانه مصمم ومقرر است که دست تصرف مخالفان در آنجا کوتاه است لازم
که تدارك اين راه بوجه احسن دیده شود انشاءالله بزودی عزم ماجزم خواهد شد هرچند
راجه موصوف ازمفارقت وعزیمت پندگان اشرف مالم والم بسیار وسوز وماتم بیحدوبی شمار
بخاطر اعتقاد ذخایر داشت که بزمردگی ظاهر وافسردگی باطن او آنا فانا گواه حال
صداقت مالش میبود مگر ازوفور پاس ادب وحسن انضباطه ارادت عرض کرده نمیتوانست
که مبادا بخاطر مبارك سركار رنجی رسد لهذا چار و ناچار برضای بندگان مارضا داده
آنچه آذوقه وبار برداری وغیره لوازمات سفری که بیکار بود همه را مهیا کرده یاصد نفر
از آدمان ملکیه بحضور انور حاضر ساخت هرگاه بندگان اشرف از کشتوار كوچ
فرمودند راجه موصوف نیز دو منزل بهمرامی سرکار برکاب حاضر ماند میگر هنگام
وداع از گریه های زار زار و تضرع بسیار که راجه موصوف کرد حیرت و رقت بخاطر
اشرف بندگان ما و تمامی ملازمان که باهريك چون عزیز وبرادر سلوك نموده بود رخداد
که بتحریر و تقریر نمیگنجد آخرالامر ناچار راجه موصوف باديدة گریان وسينة بريان
مرخص گردید در آن هنگام چیزیکه لایق شان صداقت بنیان او میبایست حاضر نبود
شكر حق سبحانه تعالى بفضل وکرم خویش بندگان ما را بمطالب دلی ومقاصد اصلی برساند
که درعوض خدمتهای لاتعد ولاتحصای راجه موصوف احسانات گوناگون و اکرامات از حد
حوصله افزون باولاد او کرده شود افسوس صد افسوس که بخواطر بندگان همایون ما این
آرزو با قیست فی الجمله راجه موصوف وزیر خود را با یکصد نفر فوق الذکر بركاب
سعادت انتساب پرده تقید بلیغ نمود که تا هر منز لیکه مرضی مبارك باشد حاضر باشد
چنانچه وزیر مذکور تاشش منزل برکاب اشرف حاضر داشته بعده خلعت داده از حضور
اشرف مرخص فرمودیم یکنفر معتبر دیگر که بهمرامی آدمان بار بردار مقرر نموده بود
که آذوقه را منزل بمنزل برساند باو نیز تقیه نموده بود که از هرمنزل و هر جایی که بندگان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
