Machine transcription
مال و اموال از قسم جواهر سواره و پیاده یا صندوقهای پر از مروارید پیش بهای بی همتا
بلکه لولوی لالار تفنگ های رومی وسندی بندوبار طلا و پیش قبضها و شمشیرهای جواهر دار
ایرانی اعلا و برانهای مرصع بچندین قسم وزره سرخ وسفید ومغیلهای طلا و اسباب زری و پشمینه
و ابریشمی که در یخدانها بود همه را برداشته یخدانها و مفرشهای خالی را با همه چند عدد
لباس پوشا که که بکار آنها نبود و به مصرف آنها نمیرسید بحضور آوردند و گفتند که
برسر اسباب شماها که رفته بود نهایت خدمت و همت کردیم که از نزد دزدان مال شما را
خلاص کرده آوردیم الحال بندگان حضور ملاحظه فرمایند که اسباب درست است یا چیزی
تلف شده عیاذاً بالله از مکر و بهانه و افسون وافسانه قوم گمراه دل سیاه که با اینهمه غدر
و جفا هنوز اظهار عدل و وفا میکردند .
عذر خواهی که عذر بعد از قبیل عذر بدتر زگناهش نگرید
بندگان ما چون دانستند که این دست برد از دزدان ورهزنان بعید و ناممکن است
بلکه همه باشاره رنجیت سنگه بدعهد و سرداران نابه کار اوست بناء علیه جواب وسوال را
درین مقدمه با انجمعه جهال بیحاصل واعاد، و اسباب و اموال مغروقه تخیلا باطل تصور فرموده
فرمودیم که شما خود ملاحظه کنید که یخدانها و مفرشهای خالی را کسی محمول بایا بوها
و قاطر ها نکرده است چون از آنجا کوچ کرده در منزل دیگر رسیدیم رام سنگه بحضور
آمده عرض کرد که راستی حال این است که مهاراجه سنگه بسیار چیزها برای ما نوشته اند
یعنی از رنج دهی و تکلیف رسانی مال و جان دشمنان حضرت پادشاه لیکن بوثوق
عقیدت و ارادت یا بباعث ترحم و مروت بیکی از ان هارا بعمل نیاورده ایم الحال بهتر
آنست که بندگان اشرف بماراستی بکنند و نوشته به مهر خود بدهند که هرچه مال و اموال
در لاهور دارند از روی راستی وقسم باالمناصفه خود برنجیت سنگه بدهند اینجانب از روی
دلرحمی ولحاظ چند صحبت که با پادشاه کردیم پادشاه هستید درخفیه اطلاع ما فی الضمیر
رنجیت سنگه را بشما ظاهر نمودم هرگاه برابر سرموئی از مال خود پوشیده خواهید کرد
جان شما از دست خواهد رفت و مال شما هم نیز باقی اختیار دارند پادشاه چون بواسطه
پایبندی عیال وناموس محل مجبوری وقموس بود ناچار بندگان ما خواهش او را از روی
قسم قبول نموده و نوشته به مهر خود دادیم هرگاه وارد لاهور گردیده شد بعد دو یوم
رام سنگه مذکور در خدمت آمده و اهالی حرم را کناره نموده آنچه از اسباب از اهالی
حرم و مال سرکار مابود تمام پتامیرده نموده شد همه آنرا در گادیها بار کرده در نزد
رنجیت سنگه برد آنچه بکار رنجیت سنگه بود و وابستگان وسرداران او بکار داشتند
منتخب کرده برداشتند باقی چیزیکه مالیت نبود وقیمت چندان نداشت و به صرف آنجماعه
بدعهد بی انصاف دشمن نمی آمد بر گادی ها بار کرده واپس آوردند چون از ظهور این
حرکات بدعهدی ووقوع این مقدمات مال و جان تلفی که بکرات ومرات بامتحان رسید .
بامید امداد ووفاق که این نیازمند حضرت خلاق ازین طایفه مجهول سراپا نفاق در دل
بیغل داشت بالکل برداشته شد بنابراین گفته فرستادیم که الحال چه مطلب دارید بهتر
است که مرخص نمائید یا در شهر سکونت بدهید بعد آن مبارك حویلی را برای سکونت ما
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
