Machine transcription
«۲۲»
انگشتر مصور کرده بجهانداد خان بدپیمان بهمر کباب بندگان ما داده بودند و کسانیکه
حاضر رکاب اقدس بودند بواسطه عدم وجود سواران و تابعین خود که در تپه جات پشاور
تقسیم یافته بودند تنها و بدست گناه میبودند لهذا ناگهان اینواقعه در پیش آمد
ونمك حرامی آنها ظهوریافت القصه بعد آن بندگان ما را در قلعه اتك نيز كشيد. در كشمير
برده در قلعه کوه ماران مقیم ساختند عطامحمد خان ناظم كشمير بنا بر زمانه سازی
و تدویر گاه گاهی بخدمت بندگان ما حاضر شده عرض میشود که اگرچه درین مقدمه
نمك حرامی از دست غلام بوقوع آمده که گرد این خجالت و داغ این ملامت تا ظهور قیامت
ازچهره ما برنخواهد خاست مگر در تلاقی این نمك حرامی روزی خواهد بود که جانفشانی
خواهیم کرد هم درین ضمن استدعای کوه نور از حضور پرنور میکرد که بغلام مرحمت
شود وعنایت شود چون قضای جناب باری عزاسمه مقتضی انجام امری از امور بندگان
خودمیشود و بمفاد (اذا ارادالله شيئا فهی اسبابها) هر آئینه بتفضلات وعنایات خود اسباب
او را مهیا ساخته وسیله جمیله برانگیخته کار بنده خود را بانجام وانصرام میرساند مصداق
این مقال آنکه از استماع خبر این واقعه هائله که عطامحمد خان و جهانداد خان و غیره با میزانیان
بخدمت بندگان ما بی ادبیها ونمك حرامی نمودند شاه محمود را ننگ وغیرت جبلی ورحمت
والفت رحمی برادری گریبان گیر شده در محال دهله و غیره که طوایف با میزانیها مسکن
و ماوا داشتند بیکهزار سوار جرار بطريق چپاول فرستاده صغیر و کبیر و جوان و پیر آنها را قتل
و تاراج واملاك ومكانات آنها را مسمار و پایمال سم ستوران افواج ساخت بقية السيف را
اسیر ودستگیر نموده به کمال بیحرمتی و ذلت و بیستری بحضور خودطلبید چون از تعقیب
وتخریب آنطایفه مذکور خواطر شاه محمود مخلصی این نیازمند درگاه الهی بود این
معنی بدون تسخير وتصرف خطه کشمير صورت پذیر نبود لهذا فتح خان را با جمعیت سی هزار
لشکر مامور تسخیر کشمیر نموده مرخص ساخت چون راه مظفرآباد جای عبور نبود بنابران
از راه پنجاب به گجرات رسیده با رنجیت سنگه اتفاق نموده از راه بيمر وتوت ميدان
عازم کشمیر گشته وارد شیپال که سرحد کشمیر است گردید عطامحمد خان نیز فوج خود را
آراسته به مقابل فتح خان در شیپال رفت چون في مابين عسکرين جنگ واقع شد لشکر
عطامحمد خان هزیمت خورده يك منزل واپس گردید بلکه روز مره دوصد سه صد سوار
از لشکر فرار شده در نزدفتح خان حاضر میگردیدند از ظهور این مقدمه عطامحمد خان
زیاده تاب مقاومت نیاورده از آنجا مراجعت بسمت شهر نموده در زیر قلعه شیرگر بمیدان
تپه مالوسنگه مستحکم بسته منزل نمود با وجود این چون چاره کار خود مخلصی از چنگ
هلاك آهنگ فتح خان بدون ذریعه بندگان اشرف ماغیر ممکن یافت بنابرغلبه ضرورت
بصواب دید خوانین با میزانی مصحف مجید و فرقان حمید را شفیع حال ساخته سر برهنه
وطناب بگردن و شمشیر بکف گرفته بحضور فیض دستور حاضر گشته بعرض اقدس
رسانیدند که بتصدق همین كلام الهی قبله عالم و عالمیان عذر خواهی این خاطی را منظور نظر
فیض گستر فرموده تقصیرات غلام را عفو فرمایند واگر بکشتن غلام امر میشود شمشیر
ورسَن نیز حاضر است بندگان اشرف ما بمصداق آنکه در عفو لذتیست که در انتقام نیست
بنابر وثوق عظمت وجلالت كلام شریف الهی واخلاق و عادات حنیف خویش که پیوسته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
