Machine transcription
«۴۷»
از رنجت سنگه از مقام حاکی وال نوشته بدینمنوال از نظر اشرف گذشت که اگر سرکار
پادشاه ازین نواح منظور فرموده مخلص را مستفیض ملاقات نمایند بسیار بجا خواهد بود
بلکه انواع خیراندیشی ومواعدت کیشی ازینجانب بحضور چهره ظهور خواهد کشود
چون رای صواب اقتضای بندگان اشرف مانیز باوصف بی اوضاعی چند قطعه جواهر گران
قیمت زیب پیرای سرو بر اوفرمودند ورنجیت سنگه در ادای شرایط ملاقات مظهر گشت
که مخلص نیز باتفاق پادشاه بملتان میروم بلکه مسخر کرده وتصرف نموده تفویض قبله عالم
خواهم کرد بندگان ما اندیشیدند که اگر باتفاق رنجیت سنگه عزم بملتان کرده شود
ناظم ورعایای آنجا باستماع خبر نهضت بندگان ما بلاعذر تحویل قلعه شهر بهلازمان
حضور خواهند کرد واگر بر تقدیر مشارکـت رنجیت سنگه بااورا نوکر دانسته با ظهار
مواد همت ومردانگی مستعد جنگ شوند ضرور تاب مقاومت نیاورده مغلوب خواهند شد
ودر آنصورت که بقبضه رنجیت سنگه درآید بازیه بندگان ما نخواهد داد بلکه خود
متصرف خواهدشد بهتر آن است که ازین عزم با الفعل ابا نموده بر اولپندی عنان عزیمت
معطوف فرموده شود بنابران عندالملاقات درباب موقوفی عزیمت ملتان واسطهٔ چند درمیان
آورده مراجعت فرمودیم مکرر رونق افروز راولپندی شدیم چون مدتی قیام آنجا اتفاق
افتاد بعضی خوانین که رجوع به بندگان ما داشتند وازشاه محمــود وفتــح خان آزرده
خاطر شده میبودند هم يكايك بحضور اشرف مشرف شدند چنانچه بلوچ خان اچکزائی
ویحیی خان پامیزائی ودلاساخان اسحق زائی وغیره هم خوانین متفرقه بسه هزار سوار بعتبه
فلك مرتبه حاضر گشتند در آنحال ملحوظ ومصمم خاطر دریا مقاطر آن شد که عنان عزیمت
را به سمت دیره جات معطوف فرمائیم در آن اثناء غلام احمد خان ولــد مختار الــدوله
که از عطا محمدخان ناظم کشمیر برادر حقیقی خود آزرده خاطر شده از چندی در محال
یوسف زائی سکونت میداشت از نهضت بندگان سر کار اشرف بطرف دیره جات
اطلاع یافته بحضور اشرف مشرف شده سر بخاك عجز انکسار گذاشته عرض نمود
که اگر ولد غلام نمکحرامی اختیار کرد نتیجه آن حاصل نموده بجزای عمل خود رسید
کمترین فدویان غلام ونمك پرورده دولت ابد مدت است قبله عالم بكشتن وعفو مالك
ومختار اند از آنجا که هر کس بیگناه وطاعت خود ماخوذ وما جور میگردد .
ان لاتزر وازرة وزره اخرى وان ليس للانسان الاماسعی غلام امیدوار عفو واحسان
است الحق چون غلام احمدخان درانمقدمه بیگناه بوده وعذرهای اوهمه محقق ومعقول مینمود
بندگان اشرف ما عفو جرایم او فرموده واز اشفاق خسروانی سر افراز ساخته از رجوع
نامبرده نهضت وتسخیر پشاور که در آن وقت حاکم آنجا محمد عظیم خان برادر فتح محمدخان
بوده اولی واقدم متصور گشت یعنی بعد از تسخیر پشاور تسخیر دیره جات وعزیمت آن مقدمات
بعمل خواهد آمد چون غلام احمدخان جمعیت سرکار را دیده بوفور ارادت وامید واری
هزار سوار چست وچیزى پیاده از نزد عطامحمدخان برادرخود طلبانیده همرکاب بندگان
اقدس عازم پشاور شد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
