Machine transcription
(١٠٢)
ومحراب خان شرف عرض رسانید که شهنواز خان وفتح خان از وابستگان فدوی
که تا این زمان نزد فدوی محبوس بودند گریخته در کوچی رفته با اتفاق سمندر خان
آتش فتنه وفساد روشن ساخته اند وتمام الوس را بخود گردانده اطاقای آن ازفدوی
بس مشکل هرگاه ازجانب مقیمت واحسان بندگان همایون ترشحی شود البته اطفای
آن بوجه کامل خواهد شد بندگان ما مشار الیه را مطمئن ساخته بعد از چند یوم
از آنجا نهضت فرموده از راه دره موله منزل فرما شده عجب دره اى كه تنگی راهش
چون دل بخیلان تنگ ودرنشیب وفرازش فرس طافت وتوانائى لنگ وارتفاع کوهاى
طرفینش سر ببرج افلاك كشيده بل چشم مهر وماه بعمقش ندیده با وجود يكه از سرش
گذشته واز گرانی سنگهای جانبيش سينه كاو زمين چاك كرديده آنكه دورامش افتاده
شايد در بر داشتن آن كمر كوه شكسته غرض بعد قطع منازل به كيامون در موضع
کوترو بندگان مانزول بخش شده ملاحظه فرمودند كه شهنوازخان وفتح خان بدستيارى
سردار سمندر خان نهايت كيا روا مور محراب خان را خراب كرده اند بلكه
نزديكست كه شهر بهاك رابرابر بخاك نمايند لهذا فرمان همایون شرف صدور یافت
كه سردار سمندر خان احرام بند کعبه حضور شده شهنواز خان وفتح خان تا ورود
مسعود بندگان همایون در تهكيت مقدمه را بتعويق گذارند چون سردار مسطور بموجب
امر حضور شرف اندوز شد بندگان ما بعد قطع منازل زينت افروز موضع بهاك
شدند شهنواز خان وفتح خان باطايفه بلوچ که فریب بهاك هنگامۀ شور و شر
بافلاك افراشته بودند بندگان ما بپاس خاطر محرابخان آنها را از آنجا واپس كرده
نايره شرارت وجمعیت ایشانرا باب تدبیر وموعظت منطفی ساختند بنده بندگان ما
در تمهید جمع آوری لشکر و در فکر آنکه آلات حرب واسباب ضرب چگونه بدست آید
شدن سردار سمندر خان که سراع بگوى مطلب برد بشرف عرض رسانيد كه اجتماع لشكر
واسباب پاد شاهی بدون فرصت درین ملك و نوا حى غير ممكن الوسات اينخاطرية
قرار شد که امر وز ابو هی آمدند فردا كر وهى رفتند در ينصورت بحوالغ كثره
باید تا ابصار ف ا یشان بر سد و با و جو د آن ا یشان غم شر يك كس نشوند
و مخا لفان در کمین پس لاچار ما کوه نشين باشيم آنقدر فرصت در نمیدهد كه غير
با طراف و جوانب انتشار یافته لشکر قلمی مجتمع کردد پس با مردم اللوس بی ساختگی
چکونه جواب دشمن آراسته داده شود همدر انفرصت سردار مذکور نیز بنایت علیل که
از شدت مرض بر بستر ناتوانی ذلیل افتاده بود بندگان ما فر مودند که شما در محال
سیوی نزد عیال واطفال خود بروید شاید كه بسبب آوای چند روز صحت یابید انشاء
الله تعالى بعد ازعافیت عقده خاطر بناخن تدبير كشوده خوا هدشد چون سردار مسطور
از حضور شرف ارتحاس یافت باول منزل بنداى ارجعي الى ربك راضية مرضيه روح
روحانی را از کالبد جسماني بسير ملك جاو دانی پرواز داد وچون این خبر بمسامع جلال
خاقانی رسید از نهایت افسوس بسی شربت غونوشيدند چرا که سردار مغفو ر درین
سفر گوی سبقت در میدان خدمتگذاری از همه مقربان حضور ربوده ودر جا نفشانی
سر کار فیضمدار در ضا جوئی صغار وكبار اهالی دربار عقده ازدل هر كس میکشودزهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
