Machine transcription
۸۳
پیدا کرد در سنه ۱۲۹٦ (۱) وقتیکه امیر عبدالرحمن خان طرف کابل آمد شب در چهل باغ
باید قوة سلب گرد و در آنجا با اعیان وارکان دولت ملاقات نمود. در ضمن صحبت با سردار
محمد یوسف خان از او بپرسید – که آیا کدام برادر زاده یا خواهر زادة او یکه لیاقت همسری
را با او داشته باشد سراغ دارد؟ سردار محمد یوسف خان فورا بی بی حلیمه را که در آن زمان
۱٥ یا ۱٦ ساله و دوشیزه و محبوبه ترین دختر بود بکار آورد او را به امیر عبدالرحمن خان معرفی
نمود و چند روز بعد از ورود مشارالیه بکابل نکاح او با بی بی حلیمه بسته شد .
اولین کار او بعد از نکاح بخشیدن مهر خویش به امیر عبدالرحمن خان و دو چند روز بعد از آن
بدون اجازه شوهر به بیته یمانه رفته که حکم داد تا تمام محبوسین را رها کنند . و وقتیکه
امیر عبدالرحمن خان از ین قضیه آگاهی یافت بر آشفت ولی نظر به علاقه و محبتی که نسبت به ایم
جوان خود داشت او را بخشیده از او قول گرفت که دوباره بدون مشوره و صامت او بچنین
کار ها اقدام ننماید .
بی بی حلیمه اکه زن نهایت سخی و مهمان نوازی بوده خانه و هرگز از مهمان و فقرا خالی نبود
و همیشه در صدر کمک بینوایان و بیوه زنان و درماندگان و شوهرش سرازپائی نمی شناخت ، چنان
طور یکه قبلاً گفته شد امیر عبدالرحمن خان او را از صمیم قلب دوست داشته ، خرسندی او
را زهر چیز بالا تر میشمرد حبت و به اندازه بود که اگر چه شاعر نبود و گاهی شعر
نمی سرود امابه مدروصف بی بی حلیمه که بر او لقب ( بوبو جان ) را گذاشته بود قطعه ذیل را گفت
مهد علی احمد کاسیدی بی بی عفت شیم
ز آن که زعزت شپش خوانده عیال محترم
الحق از مادر نزاده دختری همزداو
صاحب حلم وحیا و مایه جود و کرم
بوبوجان گردش و شکار را بسیار دوست میداشت . و همه زارادلیله تازه ئیکه برف زمین را
می پوشانید سفر تکامبر و مزد میمی رفته روز را در آنجا میگذرانید. در آن هنگام خودش
و مصاحبین و نوکران زنانه و لباس مردانه پوشیده لای آن بلان سیاه در از می انداختند و چهره
را به نقاب سیاه عینک دار میپوشانیدند .
چون بوجان به شعر و ساز علاقه فرطی داشت هر شب بهترین نوازندگان و خوانندگان آن زمان
را نزد خود خواسته ، تا نیمه شب بنواختن آنها گوش میداد و از مهارت ایشان محظوظ میگردید.
وقتیکه امیر عبدالرحمن خان از کابل عزیمت می نمود بوبوجان جانشین او بوده تمام امور
دولتی را اداره میکرد و چون صاحب هوش و تدبیر خداداد ود بخوبی از این عهده بدر آمد.
ببوجان صاحب دو پسر گردیده ولی اولی در سنین طفولیت از دنیا برفت .
بعد از وفات امیر عبدالرحمن خان این ملکه باوة چندین سال در گلستان سرای کابل
سکونت داشت ولی در اواخر حیات خود آنرا برای مکتب مستورات واگذار شده در قلعة هاشم خان
اقامت گزید.
وفات بوبجان ساعت چهار و نیم صبح روز چهار شنبه ۲۰ جوزاسنه ۱۳۰٤ هجری شمسی واقع شد و
در جوار قدم انصار رحمته الله علیه مدفون است .
(۱) طبقات سلاطین اسلام ، تالیف استانلی لین پول .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
