Machine transcription
صاحب بها در پیش از ورود کمشنر صاحب در مکان پیش که متصل لومبری طرف جنوب منزل ابتدا تر بوده
و کمشنر صاحب بها در و دیگر صاحبان از جهاز دودی فرود آمده رفته در مکان مذکور فرو کش
شدند روز دویم کالمکثر صاحب بها در مع صاحبان دیگر برای ملاقات میر صاحب بها در در مکان
نانچه تشریف برده ـ عنی بمیر صاحب بها در شمع افروز بزم خلوت گردیده بمر ایحه گلهای مدعای
خود مشام میر صاحب معطر ساخته و از ما جرای حال واقف کرده مراجعت فرمای خیام خود شدند
چون گلهای شب بوی کواکب از چمن بوستان فلك تا منتهای رسیده و گل سوری آفتاب تبسم گردیده
میر صاحب بها در چون گل پیراهن از سودای دل چاک طوعاً و كرهاً بجهت گل چینی ملاقات کمشنر
صاحب متوجه مکان پیش گردیده صاحبان ممدوح بسیار به تصهظی مات و تکریمات پرداخته
بر چوکی خاص چون گل نشانید ند و از اهتزاز نسایم گفتگوی
گلهای مدعای خود را در ابتسام آورده با ستشمام رایحه آن دماغ ادراك
میر صاحب بها در را معطر مینمودند بعد از ساعتی گلدسته رخصت بدستش داده مرخص
نمودند از آنجا که تا حین ملاقات و مراجعت میر صاحب بها در از خدمت صاحبان
بها در چندین سخنان افترا انگیز نسبت بمیر صاحب بها در از افواه عوام الناس
مشتهر گردیده که بیان آن طول طویل می شود بعد مراجعت میر صاحب بها در هماندم
اشتهار نامه باین مضمون از سر کار انگیزبها در بهر طرف جاری گردید.
«اشتهار نامه سر کار انگریز بها در نسبت بمیر صاحب بها در در باب عزل
ریاست و غصب ملکش»
ار مد نیست بسر کار فرمان فرمای هندوستان ظاهر شده است که میر صاحب
میر علیمراد خان بها در امیر خیر پور بعض ملکهای سند که حقیقتا حقوق سرکار
انگریز صاحب بها در است بدغا بازی و حعلسازی از سرکار غصیده است چون سوای
گواهی معتبر تقصیر میر صاحب موصوف ثابت داشتن منظور نبود و بس ببات شکایات
که بر میر معظم الیه پیش آمده بود در یافت باريك بيني وظاهر کنایدن در آن
مجلس که بجهت آن جمع شده بودند میر صاحب ممدوح خود حاضر مانده برای
اکتشاف تحقیقات و رفع آن شکایات جای داشت اما میر صاحب ممدوح تهمتی که
بر او عاید شده بود بهیچوجه از خود رفع نکر د و از گواهی صاف و پخته چنان
تقصیر ثابت گردیده که ورق صیغه قرآن که بر آن عهد نامه اوتار وشته شده و د
برآورد در عوضش ورق دیگر بمضمون دیگر داخل کرده بود از جهت آن دغا بازی چند
پر کثات بزرگ در عوض او نهاد که همان نام میداشتند در تحت تصرف خود آورده
نقصان سر کار انگریز بها در که حق او شان بود گردانید و بر آبروی و ایمان خود بر باد
داده سر کار فرمان فرمای هندوستان بجهت دست انداختن در ملك مير صاحب
مير اليه هيچ تلاش و بهانه نفرمود بلکه امید داشت که میر صاحب ممدوح مما لك خود
را بنامن وامان در تصرف خود داشته باشد و نیز چون این چنین شکایات که از آن
داشت آبروی وعدل او شان افتاده در پیش آمد آن وقت در باب ثبات و مامور کردن
آن شکایات زودی کرد اما چون تقصیر میر صاحب معزالیه ثابت گشته است پس سرکار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
