Machine transcription
« ۲۳۴ »
ایندوهم میر صاحب ممدوح را از عهده ریاست سند بر طرف باید نمود که در کار ریاست خطا
بزرگ نموده است چون در صورت اصدار چنین حکم جناب استوری صاحب بهادر در کلنگر شکار
پور و دیگر صاحبان متعینه لاتن واقع شکار پور تدارک تهیه و سامان مضار به گرفته مستعد شدند
جناب جیک صاحب بهادر از چرایانی خانه کلهر مشعله سوزان و توپخانه خود ها را تا خود وادر
شکار پور رسانیده یکشب در شکار پور توقف گرفته روز دیگر تشریف فرمای سکهرو در شهر
شکار پور های هوی لشکر کشی واقع گردیده بعضی ها میگفتند که عزیمت لشکر جانب بهاول
و برخی ها بیان میکردند که جانب خیر پور بر میر صاحب بهادر میرود این خبر محقق معلوم می شد
و در آنوقت جناب میر صاحب بهادر در مکان بهورتی بایام سردلی بسر و نشاط شکارپور خود در
گرم و صیب برودت ایام زمستان از گرمی آتش لشکر کشی سر کار انگریز بهادر اطلاع کماهو
حقه نداشت و و کلای اجلای میر صاحب بهادر که از نمدار خرج بودند با نتهای این حقیقت پی
نمی بردند هر يك از افواه عوام الناس سخنان بازاری شنیده از خود تجویزات می تراشیدند
گاهی لشکر روی طرف بها ولپور میدادند و گاهی طرف دیگر و چون بر سخن خیر پور می آمدند
در بحر فکر فرو میرفتند و سرخیال را در شورش آورده میگفتند که ایا نمیدانم این لشکر کجا سر
خواهد کشید و برای میر صاحب بهادر گوناگون احوالات از خود تراشیده میتو شتند هر گاه
جنكب صاحب بهادر «نوردریای نموده منزل انداز لوهری تر گردیده هما نوقت میر صاحب بهادر
از عزیمت لشکر انگر یز بهادر واقف شده که چنین سورین دارد و بیان میفرمود که من چه گناه
و چه تقصیری از سر کار انکلیه بهادر نموده ام که بی سبب بی قصور چنین جلوه ریزی لشکر برمن
اخلاص شعار گردیده است و بر حسن خدمات خودمی بالیدند آنکه کوس لشکر کشی بر سرش
نواختند بعده چشمان عبرت واز نموده انواع نوشتجرد مراسلات بحضور کمشنر صاحب بهادرو
کلنگر صاحب شکار پور نموده که ما اخلاص شعار همیشه تابع و فرمان بردار سر کار انگریز
بهادر و در تقاویم گوناگون خدمات قصوری نکرده ایم این قدر جلوه ریزی فوج سر کار بر این
تابع از چه روست از روز اول که رشته تا بعداری بصداقت شعاری در جهان اخلاص نشان خود
انداخته ایم هرگز از کشاکشی بندائی نکسیخته ایم و نخواهیم گسیخت بدون ناموس هر چه جان، مال
و ملك ماست همه دولت سر کار است ما را هر جا که حکم شود در شکار پور و خواه جای دیگر رفته
در انجا اقامت پذیر شوم حاجت این چنین لشکر کشی نیست منتظر يك اشاره بودم تو هیکه امر
میفرمودند در بجا آوری آن هيچيك عذری نداشتم از این چنین هنگامه آر ائی نفس عزت اخلاص
پرست يکطرف و خنده گی معاندین دگر طرف چون از ین قسم چند در چند مضونات رنگین
شرم انگیز و اخلاص آمیز رقم زده كلك منشيان بلاغت رقم گردیده لیکن جواب شافی از صاحبان
ممدوح نمی شنید و اگر مینوشتند هم سوالی دیگر جواب دیگر تا آنکه میر صاحب بهادر از مکان
بهورتی ترک شکار حیوانات بی زبان نموده خود مانند نخچیر در دام این هنگامه ناگهانی افتاده
فوراً خود را در مکان نانچه رسانیده بازی قلم بلاغت رقم را بر گوناگون نغمات حزین از حسن
خدمات وفرمان برداری و جانفشانی در نوای آورده لیکن موثر نمیفتاد مثل است که وقت میوه
گوش باغبان کر میباشد صاحبان انگر یز چونکه جویای مطلب خود بود این همه نغمات میر صاحب بهادر
گوش سماعت نیاوردند تا انکه جناب کمشنر صاحب بهادر و دوسه صاحبان دیگر معه قدری لشکر
پیادگان زاغان ظلمت سرشت بسواری جهاز دودی از کراچی بندر داخل لوهری شدند و جنکپ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
