Machine transcription
( ۱۵۲ )
سردار عبدالله خان عازم دارالجنان گردیده جرعهٔ رحیق از جام شهادت ننوشید از آنجا
که در آن هنگام غلغلهٔ این جنگ چنگ در شهر کابل بگوش هر خاص و عام رسیده
مردمان کابلی که در اصل بشورپشت مشهور معروف میباشد این چنین روز افزائی چون
غذائی از خوان احسان خداوند جهان بدعوات سحری وزاری های نیم شبی میخواستند
بمجرد شنیدن این نغمهٔ دلگشای هماندم مردم کابل از خصی وعام واهل بازار دکاکین
خود را تخته نموده سلاح های بسته از هر چهار طرف دویده دویده نعره ای یا چهار یار یا چهار یار زده
بر کوتی برنس صاحب چون ملخ ریختند میگویند در آنوقت برنس صاحب در حرم سرای
با معشوقهٔ خود در حمام بحوض عشرت نشسته دیگ مهر ومحبت از آتش خوش وقتی بجوش
آورده گرما به صحبت از اخلاط رنگین ساخته آب فرحت بر سر ریخته از کیسه الفت
و سنگ محبت سرآپای اعضای خود را پاک وصاف مینمود در این اثنا غازیان نصرت
تؤامان از روی دلیری در سرای صاحب ممدوح جلوه ریز گردیده كنيزك مذكور را
ودوميم صاحبهٔ که معشوقهٔ دلخواه صاحب ممدوح بودند معهٔ صاحب بهادر از حمام بیرون
کشیده در جامه کن جامهٔ زندگانی آنها از برش بضرب شمشیرهای کشیدند و داخل
گلخن ممات نمودند آنچه که اسباب از نقد وغیره در کوتی مذکور افتاده بود همه را
غازیان بغارت بردند وهر يك دامن دامن مبالغان سكه كمپنی که عجب نقبه شرنگ شرنگ
داشت صنادیق شکسته پرنموده رفتند چون غازیان جلادت شان بعد اتمام کار برنس صاحب
بهادر بر کوتی بخشی جان سین صاحب که از کدام وخزانه مالامال بود جلوه ریز گردیده
در یکدم بتاراج وغارت بردند هر که از صاحبان انگریزان در شهر کابل توقف داشتند
بملاحظهٔ این حالت افتان خیزان نفس زنان بهزار مشقت وخواری گریزان از کابل برآمده
خود ها را در چهاونی رسانیدند و چون جناب مکناتن صاحب وزیر اعظم ازین واقعهٔ هایله
وطوفان بلاانگیز خبر شده هوش وحواس خود باخته از بیم خوف وهراس مانن بید بر خود
میلرزید در این صورت خبر افزای جنگ در اطراف واکناف کابل منتشر گردیده
هزارهای غازیان دسته دسته از هر چهار طرف آمده در نزد عالیجاه سردار عبدالله خان
غازی جمع شده همدم غذای خوان غزای شدند ومكناتن صاحب همان وقت حکم بر تیاری
فوج بنابر مقابله داده يك قطعه عرضی فوراً مشعر حال اشتعال نوائرهٔ جنگ جدال و کشته
شدن برنس صاحب بهادر که سردفتر دیوان معارك بود نوشته به پیشگاه اولیای دولت
عرض نمود مضمونش این بود که هرگاه امروز این آتش فتنه وفساد انطفای پذیر نشده
پس خرابی کلی وبربادی رعایای و ویرانی کابل متصور و هم سرکشان روز بروز جمعیت
گرفته بمقابلهٔ اولیای دولت خواهد پرداخت در آنوقت دفع این آتش فتنه و فساد
بسیار دشوار خواهد شد انسب آنست که بهر تدبیری یا بتوقت سرکشان را گرفتار کرده
در قید نگاه دارند او لیای دولت چون از مضمون عریضهٔ صاحب ممدوح مطلع گردیده
هماندم خوانین خود را حکم داد که شهزاده فتح جنگ را همراه خود گرفته رفته رفع
این فساد نمایند هر گاه مبارزان در فیما یش آمدند فهوالمراد والّا گرفتار نموده درحضور
حاضر نمایند از آنجا که شهزاده مذکور حسب الحکم او لیای دولت دو چهار صد سواران
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
