BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 162

Page 162

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 162 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

« ١٤٧ » بهر صورت من بخوشنی خود میروم مارا کسی از انگریزان بجلادت و مردانگی خود گرفتار نکرده اند، صیدرا چون اجل آید سوی صیاد رود ، من بپای خود بدام صیاد آمده ام ، بدل نیم هنوز ببینم چه میشود ، یفعل الله ماشاء و یحکم ما یرید با لزعا لیجاه سلطان محمد خان با میر گفت که قبایل خودها را در اینجا بگذارند امیر قبول نکرد بعده امیر از آنجا تشریف فرمای جانب فیروز پور و از فیروز پور رونق افزای دار الامان لودیانه گردیده و صاحبان عالیشان حرم محترم اولیای دولت را که در عمارات عالیه نشسته بودند آنها را بیرون کشیده منسوبان و متعلقان امیر بی نظیر را در آنجا جای اقامت دادند بعد از چند یوم حرم محترم اولیای دولت و بندگان زمان شاه معة دولتین سکندر برنس صاحب روانه ولایت خراسان نمودند و بعد روانگی آنها تمام عمارات و مکانات اولیای دولت تفویض امیر بی نظیر نمودند که معه جمیع متعلقان و منسوبان در آنجا هم آغوش شاهد آرام و از کوچ مکان آسایش پذیر گردیده از آنجا که می گویند که شصت هزار فوج انگریزان سی هزار از احاطه شکیاته و سی هزار علاقه بدون عمله و فعله طرف خراسان رفته بودند از آن جمله هفت هزار زنده مجروح و مفلوك بس آمده و باقی افواج همه در آن سرزمین بی گور کفن چون کوره خر برباد فنا رفتند از آنجا که سرکار انگلسیة بهادر جویای معشوقه زر میباشند هر جا که ملك زر خیز می بیند بدست می آرند و در ملك خراسان چه خیر دیدند و او کشت زار خراسان چه حاصل برداشتند و بر طبق مضمون : بیچاره خر آرزوی دم کرد نایافت دم و دو گوش کم کرد نقص خزاین بی شمار بیکطرف و زوال فوج دیگر طرف آخر از خراسان چون خر خروشان ببی نیل مراد پس آمدند امیران سدزا غافل و بی سر و سامان دیده و از تنبلان شاه عباس ولعل شهباز دانسته در طرفه العین فوج مفلوك ملك سنه را گرفتند که شرح آن بوقت موقع بیان نموده خواهد شد جائیکه زور است .... حساب در حال بار سرگذشت عالیجاه شجاعت دستگاه شهسوار میدان دلاوری یکه تاز عرصه بهادری سردار محمدا کبر خان خلف الصدق امیر دوست محمد خان و امراء جلادت پیرا و عالیجاه عبدالله خان اچکزى غازی و دیگر امرای کابل بیان نموده میشود : هست این قصه داستان عجیب بهره بردار زین بیان عجیب عقل باید که نکته گوش کند مرد باید که جرعه نوش کند در بیان مکناتن صاحب که بموجب فرمان جناب ملکه انگلستان مستعد فرمان فرمای هندوستان گردیده و خوشی های نموده و در باب گرفتاری بعضی امرای کابل تدابیر در خاك می نمود اولیای دولت مصلحت نموده و در چاه نیت خود افتاده وزیر اعظم قلم که ناظم مهام سکنه پرورست در انتظام مهام این مدعای چنین بیان مینماید که هرگاه اهالی سرکار انگلیسه بهادر اولیای دولت را بعد این خرابی جنگ های عظیم بر سریر سلطنت کابل جلوس دادند امیری نظیر دوست محمد خان غازی را

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 162. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/162 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/162
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record