BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 156

Page 156

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 156 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

«١٤١» افتاد و سیزده جنگ بودند لیکن افواج انگریز روی شاهد فتح ندیدند و صد ها مردم در آن میدان گوی فنا شدند و در این سیزده نوبت امیر بی نظیر گوی فتح و نصرت از میدان وفا برده آخر فوج انگریز از کوه مذکور نیم جان سراسیمه پریشان بی اسباب و سامان در مقام چاریکار رسیدند هرگاه يك پلتن از گوره و یکهزار سوار انتیه رسین صاحب در مقام مذکور آمدند پس امیر نصرت نظیر سه گروه در تعاقب فوج انگریز بر آمده در میر مسجد فروکش گردید چون فوج انگریز امیر را در مسجد دیدند پس تمام افواج تیار شده نوایره آتش جنگ را از اشراب اتواب و تفنگ ها در اشتعال آوردند و در میدان میر مسجد دو روز جنگ واقع بود و يك سپاهی امیر از دیوار تفنگ را میزد بهر گلوله تفنگ يك آدم را میکشت تا یکصد و هفده نفر طعمه تیز تفنگ نموده بعد از دیوار بیرون آمده و يك تعویذ بر قابر که در آن میر مسجد بود پیچید و در میان لشکر انگریز آمده تفنگ را زده تمام توپ های را بند نمود کپتان رایس صاحب يك توپ آهنی را نظیر گرفته بر همان کس زد و او را کشت بعده آدمان خانه آن کسی بیرون آمده نعش او را برداشته رفته و باز صبح امیر بی نظیر چون آفتاب نمایان در میدان جنگ آمده جنگ چنگ در نوای آورده از حملات دلیرانه و ترددات بهادرانه سکپتر او مرد دلیر تیغ بی دریغ کشیده بوقت شام باز بر بالای کوه میرفت تا مدت هشت روز امیر اینچنین محاربه می نمود و صورت حال افواج انگریز بحدی رسیده بود که اگر در خواب نام امیر میشنیدند از بیم پریدن خوف در پوستین میلرزیدند و چه مقدور فوج انگریز بود که در تعاقب امیر روند و بعد از دوازده روز امیر بی نظیر در ميان يك کوه آمده و پنجاه سوار بهمراه رکاب نصرت ماب داشت تمام شب در آنجا مسلح مکمل ایستاده بود چون انیر آفتاب عالمتاب عراز گریبان صبح بر آورده امیر بی نظیر نماز فجر خوانده وفا تهه یاد کرده معه عمله شجاعت شامله خود بر اسپ همت سوار گردیده و شمشیرهای آبدار از نیام کشیده چون شیر غران و فیل دمان در لشکر انگریز بهادر افتاده صد نفر سپاه مقتول و بسیاری مجروح ساخته از میان پلتن گوره مانده باز بلند پرواز بیرون رفته باز بر بالای کوه رفته علم اقامت زد از آنجا که امیر بی نظیر اینچنین شیر دلیر بود که اگر پنج سواره یاده سواره خواه بیست سواره بهمراه رکابش میبود پس بر هزار نفر فوج انگریز حمله آور می گردید و هيچ يك انديشه نداشت که این لشکر است و یا که زالمان ملك هندوستان است و با پنج پنج سواران غتا در افواج انگریز افتاد و چهار نفر کشته و مجروح ساخته میرفت اینچنین شهسوار میدان دلاوری و این قسم شه فرد عرصه بهادری در این روزگار دیده زمانه ندیده هر جانب امیر بی نظیر که حمله می کرد کشته پشته میساخت و هر طرف که می تاخت از مخالفین لشکری می انداخت آب تیغ آتش بارش هر باد پیما را که بگردون رسیدی برخاک هلاك می افتاد و آتش حمله دوزخ شرارش هر مخالف را که دریافتی رخت حیاتش را بزاویه هاویه میفرستاد . بیت بهر جا که شمشیر در کار کرد یکی را دو کرد و دورا چار کرد از آنجا که بیان جلادت و دلاوری امیر بی نظیر فوق الذکر تحریر و تقریر است .

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 156. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/156 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/156
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record