Machine transcription
«١٤٠»
موصوف يك چنگ از انگریزان فتح نمود ويك توپ برنجی هشت پهلو معه خريمه وغيره
صاحبان در این میدان بدست امیر افتاد و یکهزار مردم از طرفین در این جنگ ضايع
شدند بعد از چهارم روز امیر بی نظیر پانصد سوار جرار كه مريك نهنگ دریای جنگ
بود بهمراه خود گرفته بافواج انگریز مقابله نمود و چنان شمشیر زنی نمود که فوج
انگریز بهادر شانزده کروه فرار نموده رفتند دوباره قوت مقابله جنگ در وجود کسی
نمانده تمام اسباب فوج انگریز بهادر که از فرار عار میدانند بدست امیر بی نظیر آمده
مگر مبلغ ٤ لك روپیه در آنوقت در خزانه کپتر بهادر که موجود بود صاحبان عالیشان
دیدند که جنگ در هم برهم میشود و مبلغان خزانه برداشته میشود هرگاه خزانه بدست
حریف یعنی امیر افتاد هر آئینه كمال تقویت امیر خواهد شد ازین سبب از روی مصلحت
تماما خزانه در میان دریا انداختند و بغرق نمودند چون افواح انگریزی سبب معاینه این
حادثه در دل فوج انگریز آنچنان رعب و هراسی پیدا شد که از صد کروه در کابل
اگر چیزی خیر امیر بی نظیر می افتد تمام فوج انگریز بر جان خود نمانند برگه درختان
میلرزیدند خصوصاً اولیای دولت از خوف امیر ممدوح شب شده در محل لکه بوقت شب
محل استراحت خود گذاشته رفته در باغ شاهی که پایین ریش خران آرام میگردیدند وزیر
تخت خود در خفيه يك نقب تیار ساخته محل گریز خود مقرر نموده بود روزی اتفاقاً
پای اسب سواره بیرون دروازه در نقب فرو رفته سر خفیہ نقب مذکور معلوم شده در این
صورت لاٹ صاحب بهادر متغیر گردید که اولیای دولت از راه نقب خفیہ اراده
فرار دارد صاحب ممدوح از استدراك این حال نهایت در استعجاب آمده میناتیم صاحب
ممدوح و کرنیلی صاحب و دویلتن بهمراه خود گرفته در میان نقب مذکور اندرون رفتند
هرگاه از نقب بیرون آمدند دیدند که شاه بر اسپ سوار میشود و اراده فرار دارد
صاحبان موصوف اولیای دولت را بسیار فهمایش نمودند و به كمال دلاسی و خاطر جمعی
آورده برتخت جلوس دادند در اینصورت ما بين اولیای دولت و صاحبان عالیشان بسيار
سخنان عتاب آمیز و محنت انگیز زبان رفت آخر دویلتن و هزار سوار جان باز در قلعه
بالاحصار کابل برچوکی و پهرهٔ اولیای دولت مقرر نمودند بعده يك پلتن پل کرتی
و دو توپ ترك سواران بجهت سرراه امیر بی نظیر طرف كوه هندوکش که از کابل
سی کروه مفاصله دارد صاحبان فوج روانه نمودند و در تعاقب ترك سواران خير ملبر
صاحب کمانیر بعد از سه روز در مکان چا ریکار داخل گردید. در آن مقام سبب فرط
انهار واشجار وفوا كهات گوناگون و گلهای بوقلمون نہایت خوش هواست وعجايب طلسمات
دارد و آن کوه را زندان حضرت سلیمان علیه السلام میگویند و هم بوت خانه امام مهدی
آخر الزمان مشهور است هر گاه در آنجا آواز نقاره خواه صدای تفنگ شود پس
صداها بلکه هزار های من برف از آن کوه از قدرت کامله ایزد متعال فرو می افتد
چنانچه صاحبان مريك لاتن صاحب ورايت صاحب و کرنیلی صاحب و فریری صاحب و غيره
صاحبان معا سی سواران بر بالای آن کوه رفته ملاحظه نمودند که زمین هموار وصاف
و وسیع لیکن سبب افتادن برف معلوم نگردید که چه حکمت بود حاصل کلام که در آن
مقام در عرصه بیست روز مابین امیر بی نظیر وافواج انگریز بهادر اتفاق مقابله وجنگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
