Machine transcription
« ۱۲۸ »
های از نیام کشیده بر بالای جلوه ریز گردیده تمام را زیر تیغ بیدریغ کشیده بعده رخ نها د
قلعه میری قلات شده لیکن دو بلٹن پیش از این نزديك قلعه مذکور رسیده پیش روی میر موصوف
گرفته بودند یکبار گی با میر مذکور آتش مقابله و مجادله برافروختند و در آن میدان کار
زار میر موصوف از روی غیرت ایمانی وحمیت مسلمانی داد شجاعت ومردانگی را از دست
نداده کار رستمانی کرد و از کشته ها پشته ها نمود آخر خود هم سر خوش باده شهادت
گردیده چنانچه یوم جمعه ماه رمضان المبارک سنه صفر هجری باین نحو شهادت شهسوار
میدان جلادت و یکه تاز عرصه شجاعت میر محراب خان با انجام گردیده از آنجا که میر
مذکور را از چنین خدعه طرازی صاحبان عالیشان اطلاعی نبود و اغوای خدمات خود
از دادن راه بافواج انگلیسه بها در از ملك مورثی خود و غیره مغرور بود اصلاً
بفکرش نبود که افواج سرکار انگلیسه بر سبب مرتکب مجادله ومقابله خواهد شد
ازین معنی بالکلی غافل نشسته بود هرگاه صاحب ممدوح نزديك الان رسیده همان وقت
میر ممدوح را چیزی بوی ازین قضیه تفنگ شراری وفساد بدماغ هوش رسیده بود
عالیجاه محمد اعظم خان برادر خود را طرف ایلات والوسات بلوچان براهویان فرستاده
استمداد لشکر طلب کرد لیکن اکثر روسای بلوچان بسبب ناسازگاری و نااتفاقی دل نهاد
استمداد نشدند مگر طایفه جهلوان و سرپان طوعاً و کرهاً معۀ جمعیت دوازده هزار لشکر
باتفاق عالیجاه محمد اعظم خان بنا بر استمداد رخ نهاد قلات شدند لیکن
پیش از رسیدن لشکر مذکوره عالیجاه میر محراب خان بدرجه شهادت رسیده بود پس
از شهادت میر معظم الیه مدت هفت روز شهر قلات را غارت می نمودند و میگویند که
دوازده لك روپیه نقد و جواهر گران مایه و اجناس نفیسه از اقمشه و پشمینه سلاح وشمشیر
ها جواهر دار و تفنگ های رومی و اعیان خاصه ولایتی وغیره سامان از هر قسم بعزیز
تاراج بردند و غنیمت شهر که تعداد آن معلوم نیست همه بدست افواج انگریز بهادر
افتاد بعد از هفت روز صاحبان عالیشان منادی امن وامان در شهر گردانیدند و بدلاسای
رعایای پرداختند و ملکی که در احاطه تصرف میر ممدوح بوده در تصرف سرکار انگلیسه
بهادر آمده جنرال صاحب بهادر عالیجاه شاهنواز خان براهوی برادر زاده مرحوم میر
محراب خان معه لیدین صاحب بهادر در قلات بر مسند ریاست مقرر نموده و ملا رحیمداد خان
ومحمد حسن وغیره خوانین خان موصوف گرفتار نموده بهمراه خود آورده وارد شکارپور
و خوانین مذکور را در قلعه بهکر محبوس ساخته تشریف فرمای ... گردیده وعالیجاه
راس بل صاحب بهادر اجنت سندهـ ومكخان ممدوح تا به شال کوت بنای چاونی ها مقرر
نموده و عالیجاه میر نصیر خان خلف مرحوم میر محراب خان در صغر سن بعد شهادت پدر بزرگوار
خود والده مسمی بی بی گنجا به و دیگر عیال و اطفال و نایب گل محمد خان و چند
سر کرده گان در کوهستان آواره می گردیدند لیکن در ترك تاز و تاخت تاز و تاخت
و تاراج افواج انگریز بهادر قصور نمیکردند .
( باقی دارد )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
