Machine transcription
«۱۲۹»
در بیان زدبرد بلوچان کوهستان وبراهوی وغیره در حین روانگی افواج
جانب خراسان وبقای نمودن چاونی ها در سکهر وشکار پورودریافت
نمودن احوال سند و آموختن زبان بلوچی افغانیه وسند وهزیمت
یا فتن ایمیل صاحب بها در از بلوچان کو هستان و غیره
نوك موار قلم تیز رقم در میدان این مدعای چنین پركتازیان مینماید که در حین
روانگی افواج انگلیسه بهادر جاپ خراسان بلوچان نوك علی جهکرانی وبگتی و دومبکی
و کلهر وبرك و براهوی از تاخت وتاراج ساختن گدام وشتران وغیره در عرض راه تقصیری
نکردند وصاحبان عالیشان این همه هرج ومرج دیده بسیار خشم آگین می شدند ودم
نمی زدند خون جگر میخوردند عالیجاه ولید استوك صاحب بهادر در شکار پور رسیده در تجویز
وبندوست بلوچان مذکور شده شیرمحمد لدی را بمعرفت عالیجاه فتح محمد خان غوری
مشیر تدبیر عالیجاه میرصاحب میررستم خان والی خیرپور پیش خود طلبانیده قدری مواجب
بلدی مذکور مقرر نموده عهد انجام ساخته از بدی و بد کاری دست بردار نموده و نیز
بمعرفت مهند متهت سنگه شاهوکارکار شکارپوری بنای طالبا بیدن بجارخان دومبکی نموده
بود ودیگرهم على هذه القياس بندوبست بلوچان بدکاران مینمود که درین اثنای عالیجاه
راس بیل صاحب بهادر اجنت سند مقرر شده داخل شکارپور گردیده بعد ورود صاحب
ممدوح عالیجاه ولیم استوك صاحب بهادر تشریف فرمای ولایت گردیده وعالیجاه تامس
لوسس صاحب بعهده کلکطری شکارپور مامور شده و استوك صاحب خورد نیز بهمراه
کلکٹر صاحب مذکور بر کار خرابه مقرر مانده از آنجا که صاحبان مذکور بسیار
هوشیار ودانای زمانه بودند دریافت ملك سند ازهرقسم ورسم نموده ده وزبان افغانیه
وبلوچيه وسنديه وفارسی وعربی می آموختند بلکه اززبان های مذکور کتاب ها ترجمه
انگریزی درست ساختند و هريك از صاحبان عالیشان بعهده کار خود مامور بودند بعضی
پیمایش زمین ملك سند آباد و غیر آباد جنگل وشوره می نمودند وبرخی خانه شماری
وآدم شماری می کردند وبعضی نقش های ملك تیار مینمودند و بعضی خریداری گدام
می ساختند ومبلغان سکه کمپنی مثل بارش باران می ریختند ودر مکان چهری واقعه لپ دریای
بنگله های بسیار خوب ومطبوع مرتب ساختند وصدر بازار بنای کردند و در شکارپور
هم صدربازار وبنگله های تیار ساختند وروزگار مردم هرخاص وعام جاری گردیده
ومردم سند این چنین زورپری گاهی بچشم خود ندیده بودند از سکه کمپنی دیده مجنون
وار شیفته وآشفته در پی روزگار می گشتند وصاحبان عالیشان درملك سند رجوع آوردند
بیگان می آمدند وبيگان ميرفتند و از زبان بعضی صاحبان شنیده شده که می گفتند که
هر گاه درملکی یکی از صاحبان انگریز آمده دایر شد اورا یکی نماند گویا هزار
یاجوج بهمراه دارد وجایی که سدهای صاحبان آمده جمع شوند پس صدهزارها شیاطین
جمع میشوند آدم بیچاره ازيك شيطان امان نیافته که از بهشت محروم ماند چه جائیکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
