BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 140

Page 140

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 140 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

«١٢٥» بهادر بجهت محافظت ... در قلعه غزنی مامور نمودند تمام افواج ... و بنگاه و اولیای دولت طنبور فتح وفیروزی نواخته از قلعه غزنی سمت کابل روانه شدند بعد قطع شش منازل بحضور صاحبان ممدوح خبر رسید که امیر دوست محمدخان با وجود غم والم اسیری ودستگیری نواب غلام حیدرخان فرزند دلبند خود معه عساکر نفاق ماثر وافواج دغا امواج واسباب جنگ از اتواب وغیره از کابل برآمده بمصاف ومبارزه کروه در قلعه قاضی منزل انداز و پای همت وجلادت چون سدسکندری استوار نموده بندوبست مورچه بندی بقرار واقع مینماید صاحبان افواج باستدراک این خبر وحشت اثر بوقت نصف شب حکم مقام لشکر خود دادند چون صبح شدخوابین نمک بحرام وملازمین بد انجام امیر دوست محمدخان چشم ازحق نمک پوشیده وخال سیاه بی ایمانی بر رخ خود نهاده امیر ممدوح را ازمقابله ومقاتله افواج انگریز بهادر جواب صاف دادند وغاشیه اطاعت وفرمان برداری اولیای دولت بر دوش کشیده فوج فوج ودسته دسته عساکر ازامیر دوست محمدخان جدا شده آمده داخل لشکر انگریز شدند وامیر موصوف ازدغا بازی آن بداندیشان نمک بحرام در آن میدان حیران و پریشان مانده عالیجاه سردار محمداکبرخان خلف الصدق امیر بی نظیر که در شجاعت و جوان مردی یگانه روزگار میباشد بموجب حکم امیر ممدوح والد خود که در مقابله شاه زاده محمد تیمور وبخشی دیساصاحب بها در وفوج خالصه سنهکه جانب دره خیبر مامور بود تا بودن سردار ممدوح در آنجا مقدور کسی نبود که درمیدان جنگ درمقابله آن شیر غران درآید همه لشکریان مثل روباه درشواعب جبال روی پوش اغنان و خیزان اوقات میگذرانیدند در آن زمان بعضی مردم نمک بحرام بمطمام دنیا سردار محمد اکبرخان را زهر قاتل داده بودند که رمقی در جانش باقیمانده بود که صورت مرده گان برچهار پائی انداخته همان شب در نزد امیر بی نظیر آوردند امیر ممدوح بمعاینه این واردات جگرپاره فرزندخود پاره پاره جگر گردیده ودست افسوس بر سر خود میزد واشک حسرت از سحاب دیده می بارید وآه وزاری میکرد لیکن بجز صبر وشکیبائی وسوختن وساختن چاره کار دیگر ندید وعالیجه سردار محمداکبرخان را باین همه بیماری مهلکه با پنجهزار اسپان و یا بوبار بردار معه عیال و اطفال سی ودو فرزندان وهفت خواهر زاده گان وسیزده برادر زاده گان وسر ودو نواده وسه صد نفر غازیان هندوستان و چهار صد نفر غلامان که در اوقات شداید سهیم و غمخوار او بودند همراه سردار محمد اکبرخان فرزند دلبند خود داده روانه طرف بلخ نمودند چون بسب دغا بازی ونمک بحرامی آن جماعت دغا باز میدان مصاف از امیر بی نظیر خالی وصاف گردیده همان وقت افواج انگریزه کوچ نموده داخل شهر کابل شدند و ازمشاهده شهر کابل وچهار سوق کابل که قابل تحسین است ودکاکین مرغوب وحوایش مربع مسطح و عمارات دلگزین وبساتین (ارم ذات العماد التی لم یخلق مثلها فی البلاد) دیده محو حیرت شدند از آنجا که دارالسلطنه کابل گویا دارالجنته است ومتصل کابل محله جوان شیران علاحده می باشد دريك قلعه چهار محله هستند یکی از چنداول دویم طایفه بیات سیوم شیروانی ، چهارم مرادخانی واز هريك محله سردار علاحده جداگانه مقرراست وکسی را طاقت نیست که بی اذن واجازت سران قلعه در ان محله های قوی معمار «۱۰۰»

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 140. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/140 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/140
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record