Machine transcription
(٤٣٣)
گذشت بخوبی روشن میشود. یکنفر شاه یونانی که خود را «نیکاتور» یعنی فاتح هم خوانده و به تمثال اسکندر کمر کشور گشائی را بسته باشد تا خود را مجبور وضعیف نبیند چطور مفت و رایگان چندین ولایت را میگذارد؟ سلوکوس نیکاتور بعلاوه اینکه در گرداب کشمکش عمومی جنرال های اسکندر پریشان شده بود شش ساله مقابله های او با «آنتیو گون» او را بکلی خسته ساخته بود و علاوه برین چون میدانست که در سر زمین پر شور آریانا هم بوده حکومت نمیتواند، چون با چند را گوپتا مقابل شد و به قوه او وضعف خود پی برد از در صلح وسلام پیش آمده دختر خود را به حباله نکاح شاه هندی در آورد و در مقابل پنجصد فیل ایالات گندهارا۔ اراکوزیا - جدوز زیا وپاراپامیزادی یعنی صفحات جنوبی هندوکوه را برای او وا گذاشت. به این ترتیب سلوکوس نیکاتور عقب نشست و متاسفه جنوبی آریانا بتصرف خاندان موریا در آمد و تنها باختر و آریا بدست سلوسیدها ماند که بلاشاهل «دیودوتس» را که از سالها به روحیات آن قطعه آشنا بود به نام نائب الحکومه از طرف خود در انجا گذاشت و بسان می بینیم که بدستیاری قوای باختری نه تنها دست یونانی های شام وموریا های هندی از تمام نقاط آریانا کوتاه میشود بلکه خاک هند هم تحت سلطه شاهان مقتدر آن می افتد.
بهر حال بعد از صلح و مسالمت روابط امپراطوری موریا و سلوسیدها منبسط شده مال التجاره هندی به پیمانه وسیع تر از راه کابل و بلخ به بنادر بحیره خزر منتقل میشد. سیاستاً «سلو کوس نیکاتور» بعداز شکست خود (٣٠٥ قم) چند را گوپتا را با خود مساوی شناخته و یکنفر از مصاحبین و جنرال های نامی خود را که «مگاستنس Megastenes نام داشت بحیث سفیر به در بار موریا به «پتالی پوترا» فرستاد مگاستنس شخص بصیر ومدققی بوده و حین اقامت خویش نظریات و ملاحظات سودمند خود را راجع به طرز زندگانی هند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
