Machine transcription
( ١٦١ )
وازچسپ شاه خيوتان فرستاد، وگفت : کسی که نوك نيزۀ مرا به بيند جرئت
نخواهد کرد که به مملکتم حمله کند .
جکسن میگوید که این حکایت در تاریخ سبوس Sebeos ارمنی هم آمده، شهر
نوازك را بلوشه در مطالعات خود« نين بك ، خوانده و "گنبمد" ترجمه نموده
و به این اساس فقرۀ فوق الذکر را چنین تر جمه نموده : " در بلخ ز یبا
« سپند دات » يك گنبد آباد نمود » . بعضی های دیگر میگویند که این شهر
عبارت از « نويده » Nawidah است که به ۳۰ میلی شمال بلخ کنار رودخانۀ
اکسوس وقوع داشت و شهر سرحدی بود و سر راه بلخ و سمرقند افتاده بود
بهر حال از روی حکایت فوق معلوم میشود که سپنتو داتا ( اسفندیار ) پسر
« ويشتاسبه » صاحب نفوذ او اقتدار زیاد بود و هیچ شبهه نیست که بعد از پدر
در " بخل باهيك » ( بلخ در خشان ) بسلطنت رسیده باشد . مشار الیه باعمل
نصب کردن نیزه در کنار آتش گاه « و هران » بلخ به تمام رؤسا وشاهان
کشور های مجاور فهمانید که کسی به آرزوی حمله بر آریانا نباشد و گرنه
نیزه کار او را یکسره خواهد کرد واین نظریه را در طی پیغام رسمی به آنها
وانمود نمود .
مشارالیه در راه انتشار تهذیب اوستائی و آبادی کشور و توسعۀ شهر بلخ
اجتهاد زیاد بخرج داد .
* * *
سلسلۀ پادشاهانی که اوستا بنام های « پارا داتا » پیشدادی و کاوی ( كيان)
واسپه شروع نموده بود باو يشتا سپه و پسرش « سپنتو داتا » « اسفند یار »
به پا یان میرسد . قرار شهادت اوستا « آريانم هورينو » و « کاويم هورینو »
یعنی فرشاهی وسلطنتی آریانی و کیانی با ایشان در آريا نا شروع شد واز بخدی زیبا
به اراضی آریانشین که اوستا قطعه قطعه از آن اسم میبرد و درمبحث عليحده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
