Machine transcription
( ١٩٤ )
كه يك روزاكبر وضو ساختى دگر كس بدست آبش انداختى
مقامد سپاه وخدم پيش وپس نبود اندر آن حلقه بيگانه كس
رسانده وضو چون ز سربر قدم طغان چه بروزد بيكى از خدم
زلو زيدن دست آن ستمبكار خطا كشت وبا روى چپ شد فگار
خطا گفتمت بلكه يزدان پاك ... بحكمدا بشت زان بآفت سهمناك
در آن وحشت واضطراب شديد . ... نگاهش بساحر بيفتاذ و ديد
كه ديگر كسى نيست در كين ميان بر آورده نيمى است تيغ ازجيان
چو چشمش بيفتاد برروى او روان بسته شد دست وبا روى او
سپاهان بجستند از پيش وپس گرفتند و بستند آن هر دو كس
رفيقان هشيار و كار آگهش ببر دند سوى نشستن گهش
بمداواى او نشستند پيش بشستند زخم وببستند ريش
دم خويشتن چون دمى راست كرد دو بدخواه خود درزمان خواست كرد
بسان دوسر هنگهء دارا بپاى ... بتادند آن هر دو شوريده راى
شدى ونيرى زبان بر كشاد كه اى شوخ چشمان سر كتر نهاد
چه بد كرده بودم كه بد ساختيد ... چرا تيغ بر كشتنم آختيد
بان زنده دارى جهان آفرين كه يا رو مدد كار من شد چنين
كه گوراست گوئيد سازم خلاص ... نگويم درشت و نجويم قصاص
دگر نه كنم بسته از چار ميخ بر آرم شما را بشو ريخ ريخ
كج انديشگان اندر آن تاب وپيچ نديدند جز راستى چاره هيچ
زردشير حيل روى بى باكافند ... زبان تهنات پرده بشكافتند
سر افگنده گفتندش اى نامدار . ... جوان دولت و مقبل روزگار
نمود يكى كتنى قبلك آمد به پيش گلم گير ماند بناجاى خويش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
