Machine transcription
( ١٤٣ )
چنان آب سر خاب خو نین شده که طوفان زده خاك نیزین شده
طپیده بد اند یش در گند مك که ماهی سر تابه یا گسند مك
زیكو نهفته یكی زیر سنگ بدشمن زدی آشكا را تفنگ
دگر از بن غار شاهین فگند زره پو شی از خا نه زین فگند
فرنگی شنیده نبود آنچه دید صدا آشكا ر و سپه نا پدید
بر آورد سنگ فلا خن دما ر زمغز سر اسپ و جنگی سوا ر
شكستی چنان سنگ چار آینه که با شیشه آبدا ر آینه
زیك جا نب از مهر های کما ن رسد از هوا آفت نا گهان
زیكجا نب کوه با ران تیر بیفتا د وا فتا د جمعی كثیر
پرا ن بر هوا تیر میز د ندا که چوب خدا را نبا شد صدا
فرود آ مد از آ سیا سنگها یکی سیل جو شش بفرسنگها
ز غلطیدن آن خاره سنگ گران شكستی شكستی سر سر و را ن
یکی بس بصد خصم مر د ود بود تو گفتی مگر سنگ داود بود
ز دیگر طرف کند ها ی سترگ خرو شید چون اژدهای بزر گ
فتادند ز انان ز كوه بلند كه هريك بيك صدمه خیلی فگند
بد اندیش نا دیده تیر و تفنگ زد ندی بهر سو سپاه فر نگ
چواعمى که از دور بر دشمنان زند چوب و سنگی زروی گمان
بسردست زین ماجرا میز دند ند ید ند کس پس كرا میزدند
ازان سخت مر گ مفا جا همه بد وزخ رسید ند یكجا همه
فر او ان سپه خسته و مستمند به تیزین و بتخاک گشتند بند
گروهی برستند افگنده مال گر فتند راه حصار جلال
بیفتا د غلجا ئيا نرا بچنگ بسی مال یغما و اسباب جنگ
نشستند اندر کمین گاه خویش همان شغل اول گرفتند پیش
بخوبی چنا ن پاس ره داشتند که با د صبا نیز نگذاشتند
که تا کس زحال تباه سپاه نکو ید خبر با فر نگی و شا ه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
