Machine transcription
()
ارمغان میمنه
گلهای ادب
ښاغلی صوفی عبد الغنی «غنی»
مدیر ژمنګو ګرافي
نازم بخاک خرد که نشیبش فراز بود
دیشب خیال او طرب انگیز تا ز بود
سیر تکامل که حقیقت پناه او ست
این ذره هم ز پر تو خورشید شد عیان
عشرت گه تصور نازش نیاز بود
آن روح در حضیض نگاه مجاز بود
نازم بخاک خود که نشیبش فراز بود
ښاغلی صوفی صاحب که
در ساختن کلیشه های
این رساله سهم بار زی
داشته و معاونت بسزای
فرموده اند.
«اداره»
در دیده باز دید مرا صد فسون نمود
امواج بحر طبع که طوفان سحر داشت
دارم نه از مطول و از مختصر بیان
فرقی نه بسته عشق میان گدا و شاه
از شام تا سحر ودغدیده «غنی»
هر دیده باز دید که او دیده باز بود
گنج رموز عشق سرا پای راز بود
کو تاه لفظ عشق و معانی دراز بود
محمود نیز غرق خیال ایاز بود
در آتش فراق بسوز و گداز بود
ما نیز بسته ایم کمر بهر طوف دل
حجاج را که شوق براه حجاز بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
