Machine transcription
۹۱
غنچه از شوق لبت در صبحدم خندان نبود
بلکہ بهر دیدن رویتو چشم دل کشود
غنچه تا از روی خود بکشاد زنگاری نقاب
زنگ غم ز آئینه دل بلبل شیدا زدود
وله
مرا هر شب چو شمع از سوز دل آتش بجان افتد
ولی ترسم که این سوز نهانم در زبان افتد
بوقت خط نوشتن میکنم از گریه تر کاغذ
زرشک آن که بنویسد قلم نام تو بر کاغذ
زاستغنا گھی چشمت سوی این ناتوان افتد
مبادا عاشق مسکین زچشم دوستان افتد
اگر از جام لعلت گفتگوی درمیان افتد
مرا همچون صراحی آتش غیرت بجان افتد
بهر مجلس که می نوشد دلم از غصه خون گردد
خورد با غیر اگر آبی مرا آتش بجان افتد
صبحدم غنچه بلاب دهنت بیرون شد
زو صبا بر دهن او دهنش پر خون شد
چندی بهندوستان نیز بوده و بزبان اردو نیز شعر گفته و این بیت را صاحب
گلشن بیخار بنام او می آرد: ع
کوئی تو ہے گلچھره کوئی سَرروان ہے
دیکھا تویہاں ایکنے اک آفت جان ہے
غیوری کابلی
صاحب هفت اقلیم نگاشته که در اوائل سلک ملازمان محمدحکیم میرزا منسلک بود
و بعد از فوت او بهند رفته منظور نظر محمد جلال الدین اکبر پادشاه گردیده بمنصب صدباشی
گری شرف امتیاز پذیرفت اما هنوز شهد آن عطیه لبش شیرین نه ساخته بود که صفرا
آن بسمیت بدل گشته اسپ حیاتش در یکی از معارک بسر درآمده ساکن دای
خاموشان گردید چنانچه گفته اند ع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
