Machine transcription
۹۲
سلطان قهر بی هیچ محابا نمیکند بر هیچ آدمی اجل ابقا نمی کند
عام است حکم میر اجل بر جهانیان این حکم بر من و تو تنها نمی کند
این منظومات ازوست ه
شوق چون ره بران در اندازد رسم باز آمدن براندازد
گر ازان طره در دهد تاری گره زنار کافر اندازد
کافرم گر ز رحمتش ایزد هرگزا و را در آذر اندازد
پنهان بسخن دارم آن غمزه خاموش هر لحظه بحر فی نه زبان محرم و نه گوش
وله
دیریست دلا جهان پرستی چه شدی برطرف مبال و جابستی چه شدی
از صحبت خلق رو به تنهائی کن عمری بجهانیان نشستی چه شدی
غضنفر کابلی
صاحب نگارستان سخن می نگارد که غضنفر خان کابلی است و در محارک ناظم
شیر عربن کابلی و در حدود سه هزار و دو صد و هشتاد در قید حیات بود ه
از اشعار اوست ه
زارم نگه کرشمه آمیز تو کرد در هم زده زلف فتنه انگیز تو کرد
دل را بدو نیم خنجر تیز تو کرد اینها همه غمزه های خونریز تو کرد
از چاک دل نظر برخ یار میکنم سیر چمن ز رخنهٔ دیوار میکنم
~
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
