Machine transcription
۸۸
ضیائی کابلی
ضیاءالدین محمود فاضلی بوده که مشعله خورشید پیش اضائت علم او چون سها
کم نما بودی و فانوس ماه در نظر فطنت و ذکاوت او تاری و بیصفا نمودی در قرن
ششم هجری میزیسته این ابیات را در هفت اقلیم امین رازی بنام مولانا دیده نوشته
بگاه علم عمد از نهیب ضربت او بویزه در هزار مار و بیفتند نیش از کژدم
صباگر خاک پای تو بدوزخ پاشد از دنیا زمین آن ملا آید بدو رخ یا عفا عنکم
ضیا مدحت چه داند گفت کا ندر عالم خاکی زآب روی شاگردان تو یک نم بود قلزم
صاحب ریاض الشعرا مینویسد که ضیاءالدین غزنوی بکابلی اشتهار یافته از افاضل
روزگار است این رباعی از دست سه
چشمم زتو خون گریست حیرانش کن دانسته بزهر خند گریانش کن
در زلف تو اهمت دلی دارم من زنهار شکسته است پریشانش کن
عاجز افغان
صاحب گلشن بیخار مینگارد که عاجز تخلص الفت خان است که از قوم افاغنه
میباشد در قرن دوازدهم هجری میزیسته این شعر از و ملاحظه شد و ثبت افتاد سه
کیا ہوا گر چشم تر سے خون ٹپک کر رہ گیا بادہ گلگون کا ساغر تھا چھلک کر رہ گیا
تا سر کوی عشق خانه ماست چرخ در طوف آستانه ماست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
