Machine transcription
۸۹
مولانا عارف کابلی
صاحب هفت اقلیم نگاشته که بغایت در ویش مشرب ومتحمل است بر رسومات
عادی چندان مقید نبوده. و در مجلس معارض و مباحث وحریف و ندیم شیخ و شابست
بغایت شیرین زبان و خوش طبع و حاضر جواب بوده - و نیز گویند که احوال مولانا مختلف
الاطوار افتاده چنانچه گفته اند
گهی بر طارم اعلیٰ نشینم
گهی بر پشت پای خود نه بینم
و نیز تالیفی لطیفی نموده است ازوست
بهر کس در سمرقندم گذر شد
ظرافت در عبادت درج کردم
ببازارش بهر جانب که گشتم
ز بی چیزی ظرافت خرج کردم
اکثر عمر خود را در سمرقند گذرانیده از انرو صاحب تذکره روز روشن او را
در سلک شعراء بخار می آرد و گوید قصیده بلیغی در مدح عبدالله خان بسلک نظم کشیده
گر بی بر سر من بوسه دهم پای ترا
سر بپای تو نهم عذر قدمهای ترا
تیغ مژگان را زیر حمی بهنگام عتاب
میدهد از بهر قتل ما ز هر چشم آب
دمبدم اشکم برخ افتاده بهر تپش
همچو آن طفلی که بر رو بردم افتد از شتاب
سوز سینه کم نشد از آب چشم پرنمش
آتش هجران بلی هرگز نمی میرد ز آب
بعد عمری یار می پرسد ز احوال دلم
از خوشی عارف نمیدانم چگویم در جواب
از و یک نامه سوی من بصدری نمی آید
و گر آید بغیر از خط بیزاری نمی آید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
