Machine transcription
۵۶
صاحبقدر شاهجهان واز قوم افغان بود بجمع کمالات آراسته خصوصا سپاهی گری
پدرش سپہ سالار بود خودش صاحب صوبہ بنگاله شعرش خالی از لطفی نیست تخلص داشت این ازوست
برو در جام ما بنویس بد نام ما تا نام ما بدور بماند ز جام ما
دوران اگر بکام نگردید گو مگرد این بس که دور جام بگردد بکام ما
ہرنفس از گریه می شویم دل افسرده را شست وشو از آب حیوان میدهم این مرده را
دل نه بیند تا بپوشد دیده مطلوب مرا گل بجاے عینک آمد چشم یعقوب مرا
گہی شکاریم و گہ شکار نغمه و چنگ میان مطرب وساقی شکستیم جنگ است
بگوی زلف احوال دلم آهسته در گوشش که چون در دوش آوردی مکن بار فراموشش
من طفلم و مشغولیم این است که می را از چشم ابوریزم و از جام بر ارم
غیر پندار د لسر دستار زر پیچید ام این نه دستار است دردسر بسر پیچیده ام
بیگانه خویشم آشنا میخواهم در پهلوی عندلیب جا میخواهم
چون غنچه مہیا ے شگفتن شده ام تحریک نسیمی از صبا میخواهم
از تذکرہ شمع انجمن
گر نیم مائل رخسار تو حیرانی چیست در ندارم سر زلف تو پریشانی چیست
در ره عشق صلاح از من سوم طلب کافر عشق نداند که مسلمانی چیست
ز پای تا بسرش ہر کجا کہ می نگرم کرشمه دامن دل میکشد که جا اینجاست
جان بلب دارد امانی چون چراغ صبحدم جنبتے زان آستین باید که کار آخر شود
بنائی کابلی
صاحب قاموس الاعلام می نگارد که از قصبه کوہستان کابل است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
