Machine transcription
۳۳
در کتاب مرآۃ الاولیا می آرد که جد بزرگوارش مشهور بفرخ شاه که زمام حکومت کابل در کف داشت و پدر والا گہر شیخ موسوم بجمال الدین سلیمان در عہد سلطان شہاب الدین غوری از کابل بملتان آمده قضائے قصبه کہوتوال که نزدیک ملتان است یافت و در انجا بدختر ملا وجیه الدین متأہل شد و از ان عفیفہ سہ پسر بوجود آمد ولادت شیخ فرید بسنه پنجصد و هشتاد و چهار در قصبه کہوتوال بوده -
در سیر الاقطاب مرقوم است که شیخ فرید الدین را در ایام خرد سالی ذوق خوردن شیرینی بسیار بود والدۂ ماجدۂ او قدرے شیرینی بپاس خاطر شیخ ہر شب زیر بالین میداشت علی الصباح چون از خواب بیدار می شد بعد ادآ نماز فجر بشیخ میداد و وی تناول میفرمود - روزے آن عفیفہ نہادن شکر پارہ زیر بالین فراموش نمود شیخ چون از نماز فارغ شد دید که والدۂ ماجده او بوظیفه مشغول است خود دست زیر بالین برد شیرینی دو چندان از وظیفه روز مره موجود یافت - خوردن آغاز نہاد - چون والدہ اش از وظیفه فارغ شد دید که فرزند دلبند شیرینی تناول میفرماید پرسید که این شیرینی از کجاست گفت از همان جا که شما بمن میدادید دانست که از غیب بود بجبین نیاز بدرگاه بے نیاز سوده گفت الٰہی این پسر را گنج شکر گردان که مدام کامش ز شکر هم شیرین تر باشد -
و نیز در سیر الاقطاب منقول است که چون شیخ فرید الدین چند سال در ریاضت و کمال محنت شاقه در کوه و صحرا میگذرانید از غایت تشنگی بر سر چاہے رسید که رسن و دلو نداشت نا امیدانہ بر سر چاه ایستاد - در همین اثنا دو آہوان بر کناره چاه آمدند از آمدن ایشان آب چاه چون فواره بجوشید و تا کناره چاه آمد هر دو آہوان سیر نوشیدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
