Machine transcription
۳۴
شیخ هم خواست که آب از چاه بخورد فی الفور آب بعمق چاه رفت حیرت بر حیرتش بیفزود
روی بر آسمان کرد و گفت۔ الهی آهوان را آب دادی و بنده را محروم گذاشتی
آواز آمد که توکل بر دلو و رسن داشتی و آهوان محض متوکل بذات ما بودند. ازین سبب
تو محرومی و آسوان سیراب شدند. فرید الدین از استماع این صدا بر خود بپیچید
تا چهل روز نفس خود را آب نداد و در اسما نجا تا چهل روز چله کشید چون تمام شد مشتی خاک
از زمین برگرفت و باراده افطار در دهان انداخت فی الحال شکر شد. هاتف
غیب آواز داد که ای فرید چله تو قبول کردیم و برگزیدیم و در گروه شیرین سخنان ترا گنج
شکر گردانیدیم.
گل گلزار انوار معانی در دریای گنج لامکانی
می وحدت ز جام عشق خورده قدم در عالم لاهوت برده
بملک فقر شاهنشاه مقصود فرید الدین ملت شیخ مسعود
شیخ سعید الدین حموی و شیخ بهاء الدین زکریا بوی گفتند که ای فرزند! پرده
پوشی درویشی است نه خرقه پوشی و خرقه پوشی آن کس حق است که عیب برادر مسلمان
را بپوشد. و خواجه قطب الدین بختیار کاکی بوی فرموده که ای برادر تا درین راه
بدل نروی قدم راست ننهی و بی چشم نباشی۔ حاشا که مقام قرب نرسی۔ این
رباعی از نتائج انفاس متبرکه شیخ فرید الدین مسعود گنج شکر است رباعی
گیرم که بشب نماز بسیار کنی در روز وای شخص بیمار کنی
تا دل نکنی ز غصه و کینه تهی صد خرمن گل بر سر یک خار کنی۔ قاضی
صاحب تاریخ فرشته می نگارد که روزی شیخ شهاب الدین پسر بزرگ شیخ انظر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
