Machine transcription
۱۰۸
وله
بیاد عارض گلگوں قبای در چمن رفتم گرفتم دامن گل را چو بواز پیرهن رفتم
چه پرسی ماجرای من بذوق آن لبیریان بزخم تیشه عظم ز نجهان چوں کوهکن رفتم
بیاد آمدنگاه ناز چشم فتنه پردازی رسید ای همربانان بسروقتم که من رفتم
فواره داشت شمعم شعله آه شرر افشان سخیفا تا برون زین ظلمت آباد کهن رفتم
واصلی کابلی
(۹۶۸)
صاحب روز روشن می نگار د که مردے عارف کامل و مجذوب واصل
بود انچه از نقد و جنس با و میرسید محتاجان میرسانید و بسوراخ موران
دانه میریخت و بدبستان اطفال را میوه تقسیم میکرد در سنه هشتصد و شصت (۹۶۸)
و هشت که ماده تاریخ آن کلمه
از نجهان رخت بربست
در ید بیضا از ملاقاطعی آورده که نوبتی ملاجانی را در شعری با ملا واصلی توارد
افتاد و بر سرش با هم محاوره و مقاوله درمیان آمد ملاجانی پیش حاکم مروه تفاح
نمود که گوهر گرانبهای مرا ملا واصلی سرقت نموده است حاکم ملا واصلی را طلبید
با حضار آن گوهر امر فرمود وی انکار نمود حاکم تعزیرش نمک آب تجویز فرمود
اکابر شهر بدین قصه وقوف یافته حاکم را بظرافت واقعه مطلع ساختند و ملا واصلی
را از قیدی موجب رهانیدند ازوست ؎
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
