Machine transcription
- ۲۹ -
چو توپ آبپاشش گله بارید - سقو را پای شد از بیم لغزان
سقوآخر زهیبت شد حصاری - سپاهش هم بهر سو گشت پاشان
حصاری یکدو روزی بود و بگریخت - شبانگه سوی کهدامن هراسان
خس و خاشاك دزدان پاك برداشت - هجوم فوج افغان کرد طوفان
چو فوج نادری گردید فیروز - در آمد باز در جسم وطن جان
بشاهی نادر ما را گزیدند - باو این رتبه را دیدند شایان
بصد رونق فراز تخت بنشست - رآمد در شمار تاجداران
در افغان نام این نادر بلند است - اگر برخاست آن نادر ز ایران
بلی از ایشیا هر وقت خیزد - دلیری فاتحی یکتای دوران
کنون افغانستان تبريك گوی است - جلوس شاه را بر تخت افغان
ز تدبیر صواب او امید است - که گیرد کار افغان ساز و سامان
به بهبود وطن همت گمارد - از وعالم شود یکسر گلستان
نواقص برطرف گردد ز سعیش - تمام مشکل ما گردد آسان
تمام افغانستان گردند یکدل - بهم باشند یکسر جان و قربان
کنون دست دعا خواهم برارم - حدیث تهنیت را نیست پایان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
