Machine transcription
فتوحات اسلامی (۴۰) بیان فتح جزیره
بعد از انکه رقا و نصیبین را تصرف کردند عیاض و سهیل و عبد الله بن عتبان ولید همرا ه
گشته بطرف حران رفتند اهالی انجا بدون جزیه سپردن برا اجابت نمودند ولید قبو ل فرمو
بعد ازان عیاض و سهیل و عبد الله هم به نزد اهل رها فرود آمدند مردم انجا نیز بدادن جزیه
آماده شدند مجاهدین انچه که قبلاً از اهل جریره گرفته بودند بعقد ذمه شان اجرا
نمودند ملک جزیره از نام شهر تا اسان تر فتح گردید سهیل و عبد الله بکوفه مرجعت
کردند چون حضرت عمر رضی الله عنه از جابیه بمدینه شریفه عودت کرد خالد را همرای
خود بردند لہذا ابو عبیده مکتوب بحضرت فاروق فرستاد که عیاض بن غنم را بمن
ضمیمه فرمائید حبیب بن مسلمه را به امور محاربات اهل عجم که در جزیره بودند عامل
و ولید بن عقبه به امور عرب انجا مقرر گردانید اما ولید از قبول جزیه بنی تغلب
ابا ورزیده گفت که از شما بجز اسلام آوردن چیزی نمیخواهم حضرت عمر رضی الله عنه
نیز مکتوبی فرستاده بود که از جزیره غیر از اسلام آوردن چیزی قبول نشود و عرب
جزیره را بنی تغلب را بگذارید که نه ولید را نصرت میدهند و نه احدی از دخول
دین اسلام منع نمایند چون در قبیله بنی تغلب امتناع و سرکشی بود لہذا ولید ایشانرا
قصد نموده بود حضرت عمر رضی الله عنه خوف نمودند که مبادا همرای شان قهراً اعمال
ورزد بناءً ان او را معزول فرات بن حیان، هند بن عمر حلمی ابراً تھا مقرر فرمود
روایت صحیح که اکثر مورخین به آنند فتح جزیره از جمله فتوح شام شمرده میشود در سنها
هجرت وقوع یافته و بعضی گفته اند که از جمله فتوح عراق و در سنه ۱۹ از هجرت واقع شد
سابقا مذکور شد که حضرت عمر رضی الله عنه خالد را از جابیه همراه خود آورده و از امارت
لشکر ا اور امعزول نمودند زیرا که در اموال از و تبذیر و اسرف مشاهده نموده بودند
از انحمله بکرابنه اشعث ابن قیس ده هزار بخشیده بستی دیگر عطایای مبذول میداشت
خالد چون بمدینه شریفه رسید در مجمع عام بحضرت عمر رضی الله عنه گفت شما در حقم رفتار
نیک نه نمودید عمر رضی الله عنه گفتند این اموال بسیار تو از کجاست خالد جوابداد که حصه
من از غنایم است انچه که از شصت هزار اضافه شد از شما باشد بعد ازان حضرت
عمر رضی الله عنه اموالش را قیمت نمودند بالغ بر هشتاد هزار گردید بیست ہزار آنرا تحویل
بیت المال نموده فرمود ند ای خالد بخدا وند قسم که تو در نزدم بزرگ و دوست میداشتی
و بجميع بلاد مکتوب فرستاده با علام فرمودند که من خالد را از غضب و خشم و یا نعوذ بالله
از ظهور خیانتی از امارت عزل نه نمودم بلکه مردمان در تعظیم نموده مفتونش گردند بودی
خوف نمودم که توکل و اعتماد خود را به او نمایند لہذا خواستم که مردم بدانند که صانع
مور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
