Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۳۷) رسیدن جلال الدین اکبر بنصیر مهندستان
خیلی بلند و یک بوشش از خشت پخته و دارای پایه های بزرگ پخته ست که زمین مسجد متصل آن
و علامه سمهوری سخن را در آب آتشی که بجرم طاهر شده تطویل نموده و آنرا از حیث آنکه از معجزات
حضرت پیغمبر است خیلی مفصل بیان نموده چه حضرت رسالت پناهی صلی الله علیه وسلم
قبلاً از ان خبر داده بودند اما در بخاری و مسلم در صحیح های خود میگویند پیغمبر صلی الله علیه وسلم
میفرمایند قیامت بر پا نخواهد شد تا زمانیکه ظاهر نشود آتش حجاز در یک روایت بخاری آند کو
بیرون میشود از زمین حجاز و بصری گردن های شتر را از نور آن ظاهر و روشن میکرد د در سند فردوس کامل
ابن عدی از عمر بن الخطاب رضی الله تعالی عنه روایت میکند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود که قیامت بها
نخواهد شد الاوقتی که وادی از وادیهای حجاز بآتش سیلان کند د گردنهای شتر در بصری بنور آن ظاهر شود قد طبش را
در این باب اسناد داده میگوید نووی گفت علم در ظهور این آتش در شامی مردم شام متواتر
شد و نووی هم دران زمانه بوده ابتداه این در غره جمادی الاخر سنه پنجاه و دو یک زلزله عظیمی بود که
با نکرار خود هم بعضی او را درک نکردند و در روز سه شنبه شدت گرفته بشدت ظاهر شد بعد ازان
شش چهار شنبه سوم ماه دثلث اخیر شب زلزله عظیمی تولید شد که همه مردم سخت بهر اس نمودند که الی شہر
بلکہ تا روز جمعه امتداد داشت صدای آن از صدای رعد شدید تر بود و در اثر آن زمین تموج
دیوار با حرکت آمد و حتی در یک روز بدون شب آن هژده حرکت بظهور رسید از ابی شامه که
آن از کاشانی روایت کرده نقل است که روز جمعه زمین بلرزه در آمد ولرزه بزرگی شد که منادهای
مضطرب شد و از سقف مسجد آواز عظیمی بلا شد در روز جمعه نیم روز این آتش ظاهر شد از محل طلوع آن
یک دود کثیف که سیاهی آن افق را پوشیده بود عود خطت تراکم و شب دوام یافت عهد آنترس خیلی بر روشنی ظہور
نموده و بمانند شہر بزرگی در جهته شرقی عرض نمود کرد قرطبی میگوید که تو آتش دکور را مثل شہر
بزرگی که محاطه بدیوار یکه دارای کنگره ها و برج ها و مناره ها باشد میدیدی دانشخاصی که آنرا نقیب
مینمودند میدیدند که آتش مذکور ہر بر کوه که میرسید آنرا محو و گداز نموده و از مجموعہ شان جوی بزرگی
سرخ و سبنر برآمده و بمانند رعد غرش نموده سنگ را بسیر بر میداشت و سوختگی پای آن مثل کوه
بزرگی جمع شده بود آتش مذکور نزدیکی مدینه شرف بآخر رسیده با این هم مدینه شمال غربی مدینه
در این آتش غلیانی که مشابه غلیان دریا باشد دیده می شد راوی مذکور میگوید بعضی از قضا
با میگفتند که آنرا در مدت هجده در هوا متصاعد دیدیم و شنیدیم که اندکه و کوه بصری روشنی آن دیده شدیم
قطب قسطلانی که در آن عصر موجود بود و در قسطلانی شارح صحیح بخاری ست میگوید که نور آن آتش براشیاء
ظاہر وحتی مستولی شده متصور میشد که بحرم و مدینه خورشید طلوع نموده بدرخانو دکه از شعله آن
آتش متاثر میشد شعاع خورشید که بر مین میرسید یز دی آمیخته می شد مکر شعاع آن به
سرخی ممر درج بود ماهتاب بصوری معلوم میشد که کویا گرفته بود پوشامه میگوید که شعاع آن آتش از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
