BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 489

Page 489

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 489 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۶ ۴م ) الک شدن فرنک شهر شروری از مرگ اکراه در بزنده گی را غنیمت دیده پس گاو تسا برخود ناچار دیدیم قسم بخداوندست که کودکان و زنان خود را بدست خود میکشیم و اموال و امتعه خود را آتش می‌زنیم و برای غنیمت بشما درهمی و دیناری نمی‌گذاریم که اثنا اسیر کنید مرد یا زنی را چون فارغ شدیم محزه و بیت المقدس مسجد اقصی را خراب میکنیم بعد ازان میکشیم بندههای مسلمانان را که پنجزار ند بلکه نمیکذاریم سرای دد و ابه حیوانی را بعد از ان بیرون میشویم بسوی شما و مقاتله میکنیم با شما مثل مقاتله شخصی که قصد ریختن خون خود داشته باشد کشته نمی‌شود مردی از ما تائیکہ بکشد مثل خود را از شمایان بطریق عزت خواهد مردیم و یا بطریق کرامت ظفر خواهیم یافت چون سلطان این سخنان بشنید با ندیشه فرورفت و اصحاب خود را برای مشوره طلب کرد بعد از گفت و شنید امان ایشان را پسندیدند بهر بیگه از شهر بیرون نشوند تا انیکه دانسته شود که عاقبت کار از چه چیز منکشف خواهد شد و فرمودند که آن باید دست ما اسیرند ایشانرا بسجود شان میفروشیم با نچه درین با و ایشان قرار گیرد پس درین هنگام صلاح الدین امان داد و فرنگیانرا آنچان کرد که از مرد مقرر دهنی علی السویه ده طلا و از کودکاں نرو ماده دو طلا واز زنان پنج طلا گرفته شود بهر این شرط که هرکس تا چهل روز این فدیه خود را داد نجات یافت و اگر از مدت یکروز متجاوز کرد و فدیه خودرا ادا نکند غلام کردد پس بالیان بن بیزان در حال سی هزار دینار از مال خود از جانب فقراء ادا کرد و اجابت کرده شد افتضا و خود ادا کردند تسلیم شد بیت المقدس روز جمعه ۲۷ شهر رجب ۵۸۳ه و بود آن روز روز مشهور و بیرقهای اسلامیه را بر دیوارهای شهر بلند کردند و بر هر دروازه شهر سلطان موصوف امینی از امراء مقرر نموده تا اینکه بنچه بر ایشان قرار گذشته بگیرند پس خیانت را پیشه کردند و ادای امانترا بدرستی نکردند و قسمت کردند اسنا اموال را اگر بدرستی امانت را ادا میکردند هر ائینه خزاین پر و عموم مردم را میرسید بعد ازین کار تمامی ایشان چنان در ماندند که نبود همراه‌ ایشان چیزی که فدیه خود را اداکنند و شانزده هزار مرد وزن و کودک اسیر کرده شد و سلطان از علوهمت و شفقت و مرحمت خود ظاهر و بر ایشان چیز برا که امکان زیادت نداشتم چنانچه از فقراء و محتاجین اندک چیزی میگرفت تا انیکه رها کرد سه هزار مرد بدون فدیه درین شهر ملکه بورزن پادشاه ماسور یعنی اسیر کرد شد سا بقه چون

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 489. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/489 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/489
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record