Machine transcription
فتوحات اسلامی (۴۱۶) فتوحات یوسف بن عبدالمؤمن
ابو محمد بتجا باز قاطر خراج می آوردند در سنه ۵۰۸ پادشاه شرق اندلس که مشهور بابن مردنیش بود
با فرنگیان بر ضرر امیر بر اتفاق کردند هر آبهم خلطه شده اتفاقاً آن حاکم شد امیر یوسف بجهت دفعۀ ضرر او
تجهیز لشکری نموده بجهت سرکوبی ممالکش بنامرد نیش فرستاد لشکر امیر یوسف بملک ابن مردنیش
هر جا تفحص و تجسس کرده خرابی های یاد کردند و دو شهر از شهرهای او را بتصرف خود آوردند لشکر
او را از مقاتله ترسانیدند مدتنے با او در آن شهر اقامت کردند درین تتقطع و نقل آنها بشان سریس خود
نمود تا اینکه در سنه ۵۶۸ امیر محمد بن حسین مرونیش که متأشهرهای شرقی اندلس بود وفات یافت
در حین وفات برادلا خود متابعت و منقاد بودن امیر یوسف را وصیت کرد امیر یوسف در همان سال
قبل از مردن ابن مردنیش با صد هزار از مقاتلین بطرف اندلس تجاوز کرد پسران ابن مردنیش با ستعدا
پدر خود بعد از فوت او در قریبه با راندلس بصحبت امیر یوسف رسیدند و امیر از آمدن ایشان
خوشنود شده و آمدنشان را فال نیک دانسته بگیتیشان آتربیتان دکرد و خواهر ایشان را
بنکاح گرفت عطیه اکرام زیادی کرده مالها بسیار بآنها بخشید انها نیز همراه او باستقامت خیزند در سنه ۵۶۸
امیر یوسف عسکر مظفر اثر خود متوجه اندلس شد در اشبیلیه نزول آمد از انجا گذشته قصد بلاد فرنگ کرد
و حصار و بنده را محاصره کرد فرنگیان برای دفع لشکر سرخپوشان بود جمع آوری با نمود با وجود آنهم
جرأت ملاقات مسلمانان انیآور دند لاکن از کثرت لشکر و نا بودن خوارکه بر مسلمانان قطرات میدی
رخ داد که مسلمانان ناچار گردید ترک کردن ملکیے یک بسوی اشبیلیه عودت نمودند بأسیران چون
باشبیلیه آمدند متعاقب لشکر تهیه میکردند و بر سر فرنگیان میفرستادند چنانچه در نیمدت غزوت متعددی
ظهور رسید عربان شیر دل ران غزوات آن قدر شجاعت مردانه ی کرده اند که صفحه بیان گنجایش تحریر
آن اندارد چنانچه کفار از رعبت مسلمان و لشکر اسلام دیشه در سردن شهر و قرنگیان با حتمانکده طلب میکردند کسی شکیرا
جرأت بیرون شدن میدان نمیکرد بعد ان امیر یوسف از اشبیلیه بسوی مراکش رفت کویند امیر یوسف اندام ها
در افریقیه باوی محاربه کردند بسیار ست چون ذکر آن در تواریخ مذکور است در ینجا حاجت نگار آن نیست در سشد
ملک فرنگ پادشاه صقلیه بسوی او رسول فرستاده طلب صلح نمود امیر یوسف باو بمدت ده سال مصالحه کرد
در سنه ۵۸۰ یوسف بسوی غربی اندلس لشکری بزیاد بسیار رفت و شهر شتر توا که یکی از شهرهای فرنگ است ظفر نموده آناجا
دو چار مرض شده و از ان مرض خود در ماه ربیع الاول سنه مذکور در گذشت.
معنی گفته اند که بغیری که با در سد در فوت شد و تابوت او بسوی شبیلیه بردند قفید و از اشبیلیه کوشا و را در جبل تین کنا
مرده در نزد پدرا و عبدالمؤمن بجانب قبر مهدی محمد بن تومرت دفن کردند در دستان مسلمین متفرق شده بر یعقوب پسر
امیر یوسف بیعت نموده و او را منصور لقب گذاشتند لطیفه حکایت شده که ابو سید احمد بن عبدالسلام کورتیم
از ظرفیان مصاحبان عبدالمؤمن بود بعد از عبدالمؤمن در نزد پسر او یوسف امیز نزد د شریع تقریب بود اتفاقا روزی
به حضور یوسف بن عبدالمؤمن حاضر بود که طبیب سعید عماری هم آمد یوسف گفت که شاعران بخوبی و لطافت کلام
از جمله عجائب دنیا است کورانی در تجویب گفت و ضرب لنا مثلاً و نسئی خلقه ضمیمن خواجہ محمد که مبرود
بودن خلیفه است از گومیه امیر یوسف در دل خود گفت که او را بعقود حلم عقوبت کنم بهتر است
از شمشیر حرب که در عفو که زیب اوست عفو کرد او را و عذاب نکرد او را
مشهور بان مردنیش امیر یوسف بن
عبدالمؤمن
در قضیه دینه
اوبن مرو نیشنه در انوب
که در آنه آمد بآنها در با نانجه
در قصیه شیو مستر است
اندلس
رسل دنده شکست فاحشی
واقع جن اشبیلیه و بطاقہ
لشکرش اول شکست
که نیامده است بعد از خرفها
فتح بود مهر
مقابل کوه نامیست بعبور
در افریقا و قلاع کثیر الطمین
و سکن کافه بود
دیگران تسلیم است از امیر
عماله نیز از فاطمین بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
