Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۴۰۱)
ذکر خروج افریخ بحار
رسیده بعد ابن رومیر به بلاد خود رجوع کرد و امیر المسلمین نامز مدافع محمد بن تومرت که ادعای مهدویت
می نمود مشغول شد و در اندلس فتنها بپاشایع گردید و امیر المسلمین تاشفین نام پسر خود را
بجهت جهاد کفار با مارت اندلس فرستاد در مابین او و ابن رومیر وقایع بسیار بر پا شده
که بر بعض وقایع بر ابن رومیر مظفر و منصور شده و این رومیر بعد از مدت بیست روز
از غم و اندوه هلاک شد و از سخت ترین ملوک افریخ بود بر مسلمانها و حضرت حافظ
حقیقی مسلمانان را از شر آن کافر فاجر دعایت و کفایت نمود و از جمله ملوک افریج از قوا
که ملک طلیطله را نموده باقی اند در میان او و مسلمانها وقایع بسیار شد تا عقد مصالحه بیسیاسالی
منعقد نمودند.
ذکر قیام محمد بن تومرت که ادعای مینمود که مهدی منتظر هم
بدانکه این قضیه را کیفیت و کلام طویلی میباشد که در کتب تواریخ مذکور است و خلاصه آن
اینیست که محمد بن تومرت مردی بود از جبل سوس و ادعا مینمود که من شریف میر حسینی
میباشم و تحصیل علوم را بولایات مغرب و یمن و از انجا به شرق و عراق رفته و با بسیاری
علما اجتماع نموده و از نزد هر کدام چیزی اخذ کرده و گفته شده که یکی از علماء حضرت امام غزالی
علیه الرحمه بوده و بعضی گفته که بخدمت امام غزالی علیه الرحمه نرسیده و خوابها بسیار می دید
و تا ویل آن را بقیام امر امامت مینمود بعضی از خوابها او این بود که آب دریا را در دهن
اشامید و بعلم رمل و نجوم نیز دستی داشت یکی داشته و خیال نمود که من مهدی منتظر
میباشم و این خیال را در باطن امر خود پنهان داشته اظهار کار خود را در حمر نمود و نماز و روزه
بسیار و عبادات فراوان مینمود و بجامه درشت و چرکین بسر می برد و بامر آشرفوع بار
معروف و نهی منکر نمود و جماعتی بجهة تعلم علوم او را میداشتند و بجمعیت و اجتماع دیگر
می نمودند از معظم تابعان محمد بن تو مرت و بزرگ ترشان عبدالمومن پسر علی گومی و
بود و ابوحفص عمر بن یحیی هنتاتی و بونجبه معه الونشریسی که بمر فوع علم عالم بود وی امر
نمود که علم خود را پوشیده خود را گنگ بگرداند و بخدمت شیخ قایم باشد و ویرا گفت علم های
خود را پوست بده داشته باش و محتاج به بیرون کردن علم تو شوم در وقتیکه بیرون کردن علوم
تو را مثل معجزه و دلیل بگردد با تمام مقصد یامان حکم دی را قبول نموده خود را میان مردمان گنگ
دانمبه کرد اید چنانچه لعاب دهن با وی بر وی سینه وی جاری بود و هیچ سخن نمیگفت مگر برا
شیخ در وقت خلوت بعد سه هر یکش داخل گردیدند عیالها دیدند بر قاطر ها سوار و پیا
شان طاهر و هویدا بود و عادت آنها در همان شهر ها همین بود این کارشان را انکار
نمودند و بعضی قاطر ها را زدند ما از بالای وی بیزنی افتاد دیدند خواهر امیر مسلمانان بود فرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
