BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 415

Page 415

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 415 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۴۰۲) قیام محمد بن تومرت این امر را با میرمسلمانان بردند و امیر را خبر دادند که همین شخص در تغیر دولت کلام می نماید وی را با تعلقات وی حاضر نمودند نزد امیر مسلمانان جماعت علما حاضر گردیدند در میان علما و میان این تومرت مجادله های بسیار واقع گردید- ابن تومرت- بالای شان دلایل و حجت قایم گردانید با نیقسم که بسیاری کارهای بد در میان شان موجود میباشد و آن کار ها را بد نمیدانند و امیر مسلمانان را نیز موعظه بسیار نمود تا اینکه امیر را بگریان آورد مالک بن و هیب که عالم صالحی بود و با میر محالسه بسیار مینمود ملکه یکی از وزیر های وی بود با میر گفت در رای من نصیحت و خیرخواهی است اگر قبول نمائی عاقبت آن خیر خواهد بود انشاء الله امیر مسلمانان فرمود چه نصیحت است بگوی مالک گفت من ازین مرد نترس میباشم و می بینم که این مرد اراده امر معروف و نهی منکر ندارد و اراده فتنه انگیزی دارد و خیال دارد که بر بعض اطراف غلبه نماید این شخص را بکشید و خون این شخص را از من بگیرید و اگر نمی کشید حبس دایمی نمائید بعضی حاضرین مجلس امیر گفتند بسیار قبیح است که امیر به موعظه این مرد گریه نماید و بهمین مجلس باز با وی بدی کند و امیر با بزرگی مملکت خود از وی اظهار خوف نماید و امیر در قهر سد جوع خود نمی تواند چون پادشاه این سخن را شنید و براغرت پادشاهی فرا گرفته امر فقیر را خود دانست و از ان صرف نظر کرد و از وی را خواسته آنرا رخصت نمود چون از نزد پادشاه بیرون گردید به رفیقان خود گفت به هر مکان استاده نمی توانیم با وجود مالک بن و هیب به اغمات رفتند بعد رفتند بطرف کوه ینمصل و آن کوه عظیمی بود که قبایل بسیار در آنجا بودند و بسیار مزروع و میوه ها بسیار در آنجا بود تا به شهر سوس متصل گردیدند و اینوقت سنه ۵۱۴ خمسد و چهارده بود خلق بسیاری بران مجمع گردید و آوازه وی اطراف را فرا گرفت و این شخص به موعظه کردن شروع نموده بنده گام بسیار و شرایع اسلام و تغیرت احکام اسلامی احداث ظلم و فساد را بدیشان یاد گار مینمود و میگفت طاعت دولت های اسلامی هیچکدام واجب نیست چرا که اینها بر باطل میباشند بلکه واجب است که بدینها مقاتله شود و این قاعده مانع شوند قبیله ها بسیار متابعت وی کردند وی تابعان خود را موحدین نام نمود و بدیشان گفت که پیغمبر صلی الله علیه وسلم بشارت داده اند که مهدی پیدا میگردد و زمین را از عدل مملو می نماید و جا بیرون شدن مهدی مغرب قصی میباشد ده نفر از جای برخاست که یکی از ایشان عبد المومن بود و گفتند که همین بشارت پیغمبر صلی الله علیه وسلم در تو موجود است و تو مهدی میباشی با وی بعیت کردند خبر این شخص با میر مسلمانان رسید و لشکری ساختگی اغمات ناحیه ایست در منتهای معموره زمین بجهت جنوب غربی ینمصل کوه ایست در جنوب غربی سوس اقصی در بربر در مراکش

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 415. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/415 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/415
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record