Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۳۸۶)
ذکر اول شهر ملطاعیان از اندلس گرفته شد
چه کم بودن آن این خبر بدشمنان رسید محاصره و قتال و ابراء بی شدت دادند این شهر حقیقتا همچو
دو شهر بود کهتر از بطرفی زره پوش شهر اول را داخل شدند مردم وحشت نمودند بشهر داخل بائی رفتند
جنگهای سختی پیش واقع گردید و هیصد نفر فرنگی کشته شد بعد چنان اتفاق افتاد که کاریزیکه آب
آن در جوی شهر می آمد به زیر زمین در سرداب موزون بود کاریز خراب و فاسد گردید رنگ
بزرگی بدیوار سرداب افتاد سرداب بسته آب از شهر منقطع شد مردم از زندگی ناامید شده ناچار
شده طلب امان کردند خاصه بر نفسهای خود دون مال و عیال دشمنان ایشان را امان دادند
چون بیرون شدند غدر و عهد شکنی کردند تمامی را کشتند مگر ابن الطویل که لشکر کش بود و قاضی و طبیب
و آن چند نفری که بمرابطان شونده گان رسیده برای دشمنان زراعت میکردند تا یتیمان از شماره آن با خواست
تا اینکه آنچه بعضی قدم پای دشمنان به نهادند هیصد دختران بکر اختصاص یافتند و از فرط رو علی دیونشان هیصد نفر
با رشد و مقدار کشته گان اسیران صد هزار نفر شدند اما من اثنالیه راجعون از عجایب که درین شهر اجرافات
این بود که چون قنات و آب قطع گردید زنان بر دیو ار شهر ایستاده به کسانی نزدیک خود ندا میکردند که جرعه
آب میامی بده و اولاده شود آن بی رحم میگفت که هرچه با خود داری بده تا تو لاب هم زن بیچاره از شدت
تشنگی پوشاک و زیور خود را تسلیم میکرد تا قطره آبی میگرفت سبب کشتن شان این بود که دشمنان از بدر
رسیدن سنان بسیاری باودن شان میرسیدند چون برایشان زیاد بر شهر را کشتند پادشاه امر کرد گزبرا
کنند که باقیها با امان باشند و ترامر نمود که باقی مانده ها از شهر بیرون شوند مردمان چنان بدو وازه هجوم کرد
که از کثرت ازدحام خلقی مردند بلکه از دیوارهای شهر بذریعه ریسمان فرود آمدند و بآشامیدن آب مبادرت
کردند در شهر مقدار هفتصد نفر از معتبرین جای گرفته بیرون نشدند اما منتظر بودند که چه بلا بر سرشان نازل
خواهد شد چون شهر از کشته گان اسیران و خرابه ها خالی گردید در باقی ها ندا کرد و شد که هر یک از
ایشان بطرف ارخو و اهل خود بروند و در امان باشند جمع گردیده شتافتند چون هر یکی شان
با اهل خود در منزل جمع شدند فرنگیان علیهم اللعنه بامر پادشاه خود آنها را تقسیم کردند و هر یک
از ایشان را با حویلی و انچه در وی بود هیچه نگرفته بود با حصه من هذا الافعال جماعتی از اهل
شهر گریخته سر کوه را پناه قرار داده بمواضع محکمی متحصن شده بودند نزدیک بود که از تشنگی هلاک
گردند پادشاه بر نفوس شان امان داده از غایت تشنگی بر صورت مرده گان بیرون
شدند و آوشان را واگذاشتند چون اندکی راه رفت جماعتی از کافر انیکه حاضر حادثه نبودند
ملاقی شده ایشانرا کشتند مگر کسیکه اجل او نرسیده بود فرنگان عنهم اله تعالی که در شهر داخل شدند -
بناموسی های مسلمانان افعال قبیحه را معمول داشتند که قلم از تحریر آن می شرم د خلاصه اینکه مسلمانان پیش از
در هیچ زمانی مشاهده نکرده بودند بعضی زنان محنت کش را که خوش میکردند بغلامان میدادند چون باستانج م دیا جو بردنا
اند تاریخ دختران صاحت جمال و از کودکان زیبا با خود داشت به افوتان خود هدیه می بردند تا شهر را از هر شری
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
