BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 400

Page 400

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 400 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۸۷) هزار و پصد سوار و دو هزار پیاده گذاشت از جمله چیزهای که درین حادثه تنیجه او در دگر بعضی تجار یهود در پیشتر بعد از حادثه آمده اراده فدیه دادن دختران بعضی معتبران که خودشان نجات یا بودند داشتند که آن دختران در سهم سر نیکی ها ندایشان شده بود که تا جود یرا می شناخت تا مر گفت رفتم بمنزل وی این خانه دیدم که بوضع صاحب سرداشته و بر فراش آنتکیه کرده در بهترین جا مر در تحت پیری وی فراوان میکند اسباب فرش و پاسنی گذاشته رفته بودند همان هیئت مکمل بود و خدمتگاران وی مخصوم مویها برسر آن ایستاده در خدمت وی سعی میکردند چون مرا دید مرحبا گفته از قصد من پرسید باوی گفتم و ببیاری ختر که وی رسیده بود اشاره کردم معنی دخترانی که برسرا و ایستاده بودند کہ آن جا جمیع دانستم تبسم کرده بزبان خود گفت چقدر زود طامع شدی در چیزهایکه بر تو توشم شد ازینها اعراض کن که چیزی شماند کسانیکه مقاطعه من بسیا سیر ند از قریب های تو خواهش که گفتم رای من در داخل شدن قلعه نیست بغرب تواش و پہلوی تو اطمینان من است یعنی اینها را یمن بده من آنچه خواهش داری بتو میدهم گفت چه چیز است در نزد تو گفتم زندای بسیار پاک و عیار تنیع غریب گفت گویا مرا بآرزوی اندازی بچیزی که در نزد من نخواهد بود یا بجهد بعضی خدمتگاران که یونانم داشت بزبان بدی وی تغییر خورده بلو بگفت برخیز آنچه در صندوق است پیش من بسیار بطرف صندوق برخاست همان طلا و کیسه های دراهم را آورد و بسته های لولو و را پر سنه کرد و پیش روی کافر ریخت تا اینکه نزدیک بود شخص آنر اینهان کند بعد از ان بوای آن خادم گفت نزدیک کن چیزی همن از ان تخت ها و انز دیک کرد بوی قطعه از قطعات عمائل و خزر و دباج فاخر تا اینکه بصر من نیره شد و حیران شدم آنچه در نزد من بود ذلیل شمردم بعد از ان گفت در نزد من در اینجا هر چیزی هست که بآن لذت بگیرم بعد از ان بمن قسم خورد که الخشیاء که در نزد من بود و کسی برای من معوض این مایه که از من خواستی نمیداد قبول نمیکردم زیرا که این دختری صاحب این منزل و در قوم خود نجیب و صاحب جمال است که خود اختیار کردم تا ازان اولاد شود ما این کار ها را بعوض آنچه بزمان ما در حین ذلت خود میکردند اجرا میداریم فسبحان ما اعظم شانه وجله بعد از ان گفت زیاده کنم این کینز یباریک و لطیف بامبنین اشاره بیجاریه دیگری کرد که برای والد خود گاهی خوشخوانی میکرد گفت ای فلانه بگیر ساز را دخترک بر ا بر نشته ساز را گرفته و من فکر میکرد ام الشکهای و برا که بر رخساره آن میچکید آن کا فر سرعت کرده اشک او را بدست خود پاک میکرد انسیری تغنی میکرد که من معنی آنزا نمی فهمیدم چه چاکی ساکن کا فرچون از وی نامید شدم برخاسته رفته دار ساری مال و اسیران که در دست زنان بود تعجب کردم در نعم الطیب آورده که اینها قناعت بخش است بر ای کسی که

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 400. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/400 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/400
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record