Machine transcription
فتوحات اسلامی ( ۳۱۲ ) ذکر فتح طرسوس و صقلیه
مسلمانان گرد آنرا گرفته با چند نفر از سرهنگان او را کشتند چون رومیان طبخ در اکشتند دیدند که بدترین
شکست کرد نزد مسلمانان بصیرت خداوندی ظفر یاب شده رو بشکست یا از تعقیب نموده می کشتند
منهزمین بکنار خندق عمیق رسیدند که قعر آن به دوزخ منتهی می شد کفار نا بکار از خوف در آن بعضی بعضی
افتاده تسلیم مالک دوزخ گردیدند تا اینکه از کثرت افتاده ها آن خندق مملو گردیده هنوز نفر دلعین پی در پی
همیارید از صبح تا عصر امتداد داشت پهلوانان غیور اسلامی تمام شب را بقتل و غنیمت مشغول
بودند از اسپ واسلحه و اصناف مال غنیمت بگی شمار بدست آوردند از جمله مال غنیمت شمشیری
یافتند که بان این نوشته بود هذا سیف هندی وزنه مائه وسبعون مثقالا طالما ضربت بین
یدی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آن شمشیر را با اسیران و سرهنگان بحضور معزز فرستادند بقیه سیف
رومیان بطرف ربوکرنجش اما اهل ملطیه نفوس شان ضعیف و خوراکه شان قلیل گردیده مضطفا قلا
نیاورده بیرون شدند مردان جنگی شهریانی بودند مسلمانان بطرف شان حمله برده تا شب مقاتله
میکردند در شب هم جنگ را لازم گرفتند اخر نردبانها را بردیوار قلعه نصب کرده بالا رفته قلعه را
بمقر و غلبه مالک شدند انچه از مردان جنگی که در شهر بود کشته زنان و کودکاں را اسیر نموده مال
بسیاریکه در آنجا بود غنیمت گرفتند از مسلمانان جماعتی را برای آبادی و حفا ظه آن مرتب کرده بعد ازان
ان رومیان کی کی سمکاتب یافته بود صلح شده و کسانیکه در صقلیه وجزیره کرلوتا خود بر داشته و کشتی های
خود سوار شده خود را برای نقلیه میکردند چون امیرالمومنین والیشیار با این اصحاب بکشتی نشسته در آب ابیتان حمله
برده پیشرفته مقاتله بر اوشان میکرد جماعتی از شنام در اینجا را اسلامی از کشتیه یا خود را در آب انداخته بکشتی های رمیان
رسانیده غلبه بیاری کشتها را پاره کرد بکشتی تا باک اینکه درکشتی بود غرق شدند بقیتها بسیاری از رومیان تب باقی چشمی
شکسته بوجر و مفکه یکی در دیگرفته فر کرده مقتول است باقی سر به جای مسلمانان بشهرهای روم پراکنده شده و غنیمت
میکردند اما با شهرها اموال بسیاری اوره مصالحه میکردند این وقایع در سنه سه صد و پنجاه وسه و مصالحه
در سنه سه صد و پنجاه چهار بود ان قلعه اخیره را دفعه انجاز می نامید بسوی اتمام کلام در حوادث سنه سه صد و
پنجاه و یک باز میگردیم در سنه سه صد و پنجاه و یک رومیان قلعه دلوں با تسقط بمجاه ان گرفتند دین شسیف الدوله
حاجب خود را با لشکری طرسوس بوی روم فرستاد قبل اسیر نموده سالم و غانم بازگشتند بازرومیان بخر د قلعه بید
ناره مالک شدند در این سنین نام غلام سیف الدوله لشکر جانب حصر زیاد رفت مجلی وبسیار از ملاقات کرده آنها شکست داده برود
از باج مانده طلب ایا یکی دار دشوار بن اسیر رومیان فرانس مربع بومی هاکی کشتی محال مضاعف و طن با و ار تو و گوی
جهد نیست حالیکه والی هیچ بود اسیر کردند شیر پنجاه و پنج اسیر زد و نفر سیف الدوله مال خزار وانی خریده او ده ویر ا گرفت سهرستم
سه صد و پنجاه و یک لشکری از روم بطرف جزه افرینش مملکت که بوج جزیره بقر به زیر عهده میالی افریقیه گیر فرستاده طلبید مو حمزه
با مادرشان و طر فرستاد رومیان معامله کرده مسلمانان نصرت یافتند کسانیکه از رومیان و جزیره بود اسیر کردند و سنه سه دیجاه الیا
طرسوس مخلطان داخل شهرهای روم شدند نجاح غلام سیف الدوله هم از در بنده دیگر داخل شده اهل طرسوس در غزوه خود تو غل کرده
دریان جزیره در روم دو بیابان
شما طبر از ما بعد شتر و با تو
دلوک بشهر روم در شاز ان حلب
بجر عم یوا برمیم
حصن زیادر قلاست بفارس
بخوانی نینزار دهم
طریقه نام جزیره کلانست که
دران هوا ها فزاده است در سخر
مغرب و انجو البلدان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
