Machine transcription
فتوحات اسلامی
( ۳۱۱ )
ذکر طبرین از صقلیه
آمده هزار دوصد مرد بودند کشته بشهر نافج و بازگردید با اهل سواد حلب تعرض نگردید ایشانرا بعلت و عمارت
امر نمود بكان انیکه بسویتان عودت خواهد کرد .
ذکر فتح طبرین از صقلیه
در حین سال شکر مسلمانان که امیرشان احمد بن حسن بن علی بن ابی الحجر علیه بر علی بود بطرف قلعه طبرین بصقلیه حرکت
کردند طبرین شهری و میان دانرا محاصره نمودند چون این قلعه از محکمی سر بقلعه باوخت تیرین نهابود اهل قلعه-
امتناع نموده مسلمانان حصار را برباد و امدادند چون مسلمانان قلع قله را دیدند بر اندیشه فرو رفتند بعد از ان بطرف ایکه
داخل قلعه میشد قصد نموده ابرا از ایت ن قطع گرد گردانیدند کار برایشان د شوار آمده امان استد مسلمانان اجابت
نکردند بعد باز گردیده طلب صبح و نمکد انها را بر نفسهای شان بین مازند که خودشان غلام مسلمانان و مالهایشان عنیمت
باشد مسلمانان قبول کرده ایشانرا از شهر بیرون کردند مدت حصار داری هفت نیم ماه بود در قلعه نفری از مسلمانان
سکنی داد القلعه ر ا معز بنامیده نیست ببو عبید می الی افریقیه حسن بن علی ربا لشکری طرف سطورقه محاصره کردی
سخت گرفت طغ بن سیان دید تدبیر سیطو بطرف ملک قسطنطنیه کسر فستادند که ویرا از حال شان آگاه نماید ما در
ایشان فرستد ملک قسطنطنیه لشکری بالغ بر چهل هزار از راه در یا بطرف شان ستاد چون خبر با میر احمد رسید سفوسی
از بقای احوال فرستاد مقصود انکه بزودی بهدوی لشکر بفرستد و خود امیر احمد ساخته جهاد با یجی مجالی جمع نمودن
چگی جنگی در یا شروع نمود اهام لشکر یا نرا جمع کرده مالهای اوان آنها تفریق کرده ایشانر امید کرد حاجی بن علی
والی احمد فرستاد در رمضان صقلیه رسیدند از انجا بطرف کسانیکه رمطه را محاصره داشته در رفته و حصار را نج کیا
ملحق شدند در و میان تیر در ماه شوال بصقلیه رسید در نزد شهر سیلمی کج نمود و از انجا با چنان شت که هرگز مسیران
نشده بود بر وسط حمله برده حسن بن علی که سرکرده لشکری حصار بود طایفه را از شکر خود بر حصار مقرر کرد که اهل انرا شهر باری
نشه نند خود او بهمراه باقی لشکر به مقدم رو میان که قصد بهجوت او کرده بودند بیرون شد رومیان رسیدند بر مسلمانان
کردند اهل سطر هم از عقب شان هم بیرون شدی رخ دادند مستحفظان اسلام آنها ر امتع کردند رو میان د عده ز یاد نمونی
و شکر اسلام تکبیر گویان چون این جنگ آغازیدند طرفین حمله بردن چنانی که بر مسلمانان سخت آور دل نزدیک بود
د کرترت هجوم کفار مغلوب شدند و شمنان بخیمه های مسلمانان رسیدند و میان کثرت عد و خود غروز بودند چونی
مسلمانان حتی غلو شه را دیدند دل ممرک بسته مصلحت بدیدند که کفار تسلیم شنده قول شاعو را کار بندند شعر
تاخرت استبق الحیات فلم اجد لنفسى حماة مثل ان تتقد ما
جون بن بن علی امیر شان این حال را دید بحال غیرت تنور جنگ را بر افروخته لشکر مان خودرا
بر مقاتله پیش کرد از ان طرف نیز سرهنگان رومیان به جوشش آمده شکر خود را بتحریض
قتال نمودند از آواز تیر و شمشیر و گرز آهنین گوش فلک کر شد درین بین منویل خلعص رو میان
که سرایا در آهن غرق بود خود را در میان شکر اسلام انداخت، هر چند تیر و نیزه بطرف وی مرد
کارگر نمی شد تا اینکه یکی از مسلمانان اسب و برا به تیر ز داسب افتاده منوبل پیاده گردید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
