Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۴۸)
ذکر غزوات نصر
در رود گفت که من از ظلم حکام خبردار گردیده حبة تفتیش مظالم در شوه ستانی
منصور بن عمر بن ابی الحرقا را در تیولا مقرر نمودم تا داد مظلوم را از ظالم بستاند و نیز
جزیه را از اشخاصیکه مسلمان شده بودند برداشته بر مشرکین که در جزیه شان تخفیف
بود افزودم مسلمانان ازین امر خورسند گردیدند و کفار رغبت تمام بدین اسلام حاصل
شد پنھفته نگذشته بود باینکه جمع شدند و سی هزار نفر مسلمان که اداء جزیه می نمودند
و هشتاد هزار نفر از مشرکین که از دادن جزیه معاف شده بودند پس جزیه مسلمانانرا بر
مشرکین تقال داد و از مسلمانان وضع نمود و برخراج افزود کرد و بر وضعشان نفرات
رسانید و مرتبه دوم به زر شغر و سمرقند بغزا رفت و مراجعت نمود در حصه سوم
از مرو بطرف شاش بغزا رفت اسپهبد با پانزده هزار نفر در مقابل او برامد و در بین مسلمانان
و عبور از نهر شاش حایل گردید و حارث بن سریح که از امر و جند خراسان بود در میانه
وقوع فتنه از بین جند خراسان اعتزال نموده با خاقان ملحق گردیده بود در جهنم
باکور صول ملحق گشته همراه وی بمقابل مسلمانان برامد کورصول شبی با چهل صوائم
از نهر عبور نموده بالشکر مسلمانان شبیخون زد پادشاه بخار ا با اهل بخار او شغر و سغد
که جمله صبیت هزار مرد بودند درین غزوه با نصر همرامی داشتند در وقت شبیخون نصر
آواز کرد که ای لشکریان برجا خود ثابت باشید و هیچ یک از موقف خود خارج نشوید
عاصم بن عمیر سعدی که امیر جند سمرقند بود جماعت ترکان تریا که گذشتند حمله برد
و یکنفر از ترکان را اسیر گردانید و باقی بگریختند چون از وی نام و نشان پرسید
گفت من یکی از ملوک ترکانم که چهار هزار خیمه در تحت تصرف من است همہ الامرا معلوم
شد که این امیر همان کور صول است که بمقابل مسلمانان بر آمده و برا به نزد نصر
بردند پرسید که تو کیستی گفت منم کورصول نصر گفت الحمد لله که مرا بر تو قدرت و نصرت
داد وی گفت چه فائده است شمار بکشتن چون من پیر و ناتوان در بسته فدیه میدهم برای شما
چهار هزار شتر ترکی ہزار اسپ ترکی که قوت یابند بر جہاد لشکریان تو ومرا رها سازید نصربا مرزان
خود مشورت کرد همه راضی شدند و اشارت بفدیه و رهایی کردند نصر بایشان موافقت نکرد
نصر از کورصول پرسید که عمر تو چند است گفت نمیدانم فرمود کجند غزوه مسلمانان حاضر شده باشی
گفت هفتاد و دو غزوه با نصر نمود که آیا در غزوۀ یوم العطش حاضر بودی گفت نعم نعمر فرمود که بخدا
اسوگند که اگر پنجه آفتاب بردی تافته بنر بیهی از دست من خلاص نشوی بعد ازین امیر
مشاوره را حاضر شدی این بگفت عاصم بن عمیر سعدی را اشارت کرد که برخیز و بردارش
بیاویز کورصول گفتی ای امیر من را که اسیر نمود نصر خنده کرد و گفت یزید بن قزان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
