Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی
حسن سیرت حضرت عمر رض
شخصی از توشه دان خود درختی نوشته بیرون نموده گفت بگیر در حبیب خود
نمای که این دعا ، فرج است حاجب گفت چیست دعاء فرج گفت دعائی است
که تو اسب این درختی یابند مکر بنداز حاجب گفت خداوند ترا رحمت نماید
ممنون تو در احسان تو ام اگر وصف و فضایل این دعا را بگوئی شخص گفت
هر کس این دعا را صبح در شام بخواند گناهان وی محو میگردد و دایم مسرور
میباشد و خطیئات وی بخشیده میشود و دعاء وی مستجاب میگردد
و روزی وی فراخ میشود و هر چه خواهد میشود و بر دشمن نصرت
می یابد و در نزد خدا وند صدیق مکتوب میگردد و با زونا شهید میرود
دعاء اینست ۔ اللهم كما لطفت فى عظمتك دون
اللطفاء وعلوت بعظمتك على العظماء وعلمت ما تحت ارضك
كعلمك بما فوق عرشك وكانت وساوس الصدور كالعلاني
عندك وعلانية القول كالسر فى علمك وانقاد كلشي لعظمتك
وخضع كل ذى سلطان لسلطانك وصار امر الدنيا والآخرة
كله بيدك اجعل لى من كل هم امسيت فيه فرجا ومخرجا
اللهم ان عفوك عن ذنوبى وتجاوزك عن خطيئتي وسترك
على قبيح عملى اطمعنى ان اسئلك مالا استوجبه مما قصرت
فيه ادعوك امنا واسئلك مستانسا انك المحسن الى وانا
المسئ الى نفسى فيما بينى وبينك تتودد الى بنعمتك واتبغض
اليك بالمعاصى ولكن الثقة بك حملتنى على الجرأة عليك فعد
بفضلك واحسانك على انك انت التواب الرحيم ۔ حاجب گفت
گرفتم و در حبیب خود نمودم و هیچ غمه نداشتم غیر امیر المومنین چون بنزد خلیفه
رسیدم سر خود بالا نموده طرف من دیده تبسمی نموده گفت جادو خوب با
داری گفتم ای امیرالمومنین سوگند بخدا وندا جادو یاد ندارم بعد حکایت
خود را بخلیفه تکلمه نمودم خلیفه گفت ورقی که داده است بیاور بعد خلیفه
بگریه در افتاد و گفت نجات یافتی و امر داد که دعام را بنویسد و ده هزار درهم
بمن عطا فرمود بعد گفت می شناسی آن شخص را گفتم نه آن شخص خضر علیه السلام
بود و از ابی عمران جونی روایت است گفته چون ولایت خلافت
بها رون الرشید قرار گرفت علماء بنز د وی آمده مبارکبادی بخلافت وی نموادند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
