Machine transcription
(٢٥)
شه معدلت کیش یکتای گیتی — که در بست برروی رنج و حزن را
بهر دل کمین کرده صد زخم کاری — که داند جز او زخم دل دوختن را
نظیرش نه بینم باخلاق نیکو — ازو یاد گیرید خلق حسن را
وطنخواه فرزانه دلسوز ملت — که بشکست خیل بلا و فتن را
شه دانش آموز جان معارف — که پیوسته میپرورد علم و فن را
بعقل و بتدبیر و اقبال و طالع — زبد خواه دون کرد خالی وطن را
بدانگونه شد منجی قوم و ملت — که حاجت نشدجنگ وخون ریختن را
کند عزم ترمیم ویرانهایش — نوی میدهد این سرای کهن را
بجان و دل اکنون وطنخواه گوید — روان شکر شاه فرید وطن را
توان خواستن حافظ جسم وجانش — خداوند دانای سرو علن را
وطن یافت از دست دشمن خلاصی — رسانید بادوستان این سخن را
منادی توان کرددر کوی و برزن — که سازد خبردار اهل وطن را
که آمد دگر بار عید مسرت — مبر بعد ازین نام رنج و محن را
کنون وقت عیش است و ایام عشرت — بیاور گل و سنبل و یاسمن را
چمن گردد از جوش گل جای فرحت — رساند خدا بلبلی همچو من را
صبا از چمن سوی چین و ختا شو — که ارزان نمایند مشك ختن را
چراغان چمن را کند صحن روشن — کند خیره از رشک چشم پرن را
وطن را کنون میکند برق روشن — نگیرد کسی نام شمع و لگن را
نفس وار هردم نمایند مردم — بسوی چمن رفتن و آمدن را
چو نقش قدم هر که هرجا نشیند — نماید فراموش برخاستن را
گروهی تماشائی پهلوانی — کند سیر مغلوب و غالب شدن را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
