Machine transcription
(٢٦)
سرور سرود است و آواز مطرب ـ نوا برده از خویشتن مــاو من را
بود جشن و زیبد بهر جامه زیبی ـ برنگین قبا پیکر آراستن را
بطرف چمن میسزد دوستان را ـ چو سرو سهی قامت افراختن را
بجشن نجات وطن دور نبود ـ که عشرت بوجد آورد روح من را
درین جشن شرطست خندان نشستن ـ بغم نیست نسبت گل خنده زن را
مکش دست زنهار از عیش و عشرت ـ بپرور بعیش و طرب جان و تن را
زهر ماتمی سور سر بر کشیده ـ نمیشاید اکنون بغم ساختن را
عداوت کنون رنگ الفت گرفته ـ نداند کسی تیغ کین آختن را
شب تار چون روز روشن نماید ـ بپرس از مـه و مهر پرداختن را
بصد رنگ قوس قزح مینماید ـ نظر کن چراغان طرف چمن را
سوی کابل از نغز خوانان افغان ـ بخوانید هريك فرید زمن را
بعالم همین طوطی عصر دارد ـ ادای نواهای شکر شکن را
موافق بمیزان شد این جشن موزون ـ که رجحان دهد پلهٔ شعر من را
بود سالها یارب این جشن باقی ـ که تا نام گیرند شـاه زمن را
مگر خلق در جمع مدحتگرانش
شمارند مستغنی خوش سخن را
استقبال از جشن
فزودند رونق بساط چمن را ـ مبارك بگوئید سر و سمن را
چمن را بمیزان شد اردی بهشتی ـ به بلبل رسانید هان این سخن را
در او باز ترتیب جشن بزرگیست ـ که بستند آیین دگر انجمن را
بیکسوی او فوج شاهی ستاده ـ نماید دو چندان شکوه وطن را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
