Machine transcription
صفحه (٢٦)
سال اول - مجله کابل
شماره (١٢)
تا بکی بر شیشه امید دل پا میزنی
عالم افروز است داغ سینه بریان بیا
مادر محنت قرین جنت آغوشت وطن
گلشن آمال تو پامال جهل و غفلتست
ای که نور معرفت در سینهات تابان شدهاست
دل بدست جادوی فتانه مغرب مده
یکجهان در انتظار کامیابیهای تست
ای بهار آرزوی دیده امید شرق
توسن احساس ملت را بیا مهمیز زن
دیده خوابیده گان ملتت را باز کن
شمع وش غرق گداز گریه مستانه باش
آتش عشق وطن در سینه بیدرد زن
از برای اعتلای ملتت کن جان فدا
تا که این قصر تمدن در وطن برپا شود
نونهال گلشن آمال قلب آسیا
بین بدامان چمن رنگی سعادت کرده گل
بر فلك رنگ شفق بشكفت با صد آب و تاب
عالمی تبريك می بارد ز اوج افتخار
آرزو در سینه بر اوج فلك برمیزند
خاك نومیدی بچشم روشن ما در مزن
از اروپا تا وطن فرشت چشم انتظار
هست یکعالم طپش سرشار یکعالم امید
سنگ بر مینای يك عالم تماشا میزنی
گریه هم شور قیامت میکند طوفان بیا
در وجود آرزنده جسم و برد دوشت وطن
سرگران از نشه غفلت سراسر ملت است
سینه ات از پرتو این نور شرقستان شدهاست
داغ حسرت بر دل معشوقه مشرق منه
ارتقاء ملت تو چشم اندر راه تست
کشتی آمال ملت را نباید کرد غرق
بر دل خصم وطن با خنجر خونریز زن
رسم آئین تجدد در وطن آغاز کن
در بهار سوختن سوز دل پروانه باش
خامه ات را کن تبر در ریشه نامردزن
وان سرت باید شود خشت اساس ارتقاء
بیرق فخر وطن بر آسمان بالا شود
یکه تاز ملك خاور فخر قوم آریا
میزند دور زمان بر بام گردون این دهل
ای محیط یأس و ناکامی بس است این مرگ خواب
تا تو بر شمع وطن قربان شوی پروانه وار
نکبت و فقر و فلاکت حلقه بر در میزند
بیخ امید پدر بهر بت کافر مکن
تا سلامت تو برون آئی زکام اژدهاو
رحم کن بر والدین خویش آن موی سپید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
