Machine transcription
صفحه ( ۲۷ ) سال اول ـ مجلۀ کابل شماره ( ۱۲ )
مادر بیچاره ات شبها به چشم اشکبار میکند خون جگر بر سجده گاه خود نثار
تا تو از این دیر با شان و شرف آئی برون پاک تر از گوهر از کام صدف آئی برون
اینخوش آنخاکی که هر يك ذره اش درد آشنا است برگ برگ گلشنش جوش بهار اعتلاء است
ذره ذره جذبۀ احساس در ده ملت است هر سری سرشار مهر خواهشات دولت است
در همه افراد ملت يك دلی ناشاد نیست از زمین تا آسمان غیر از مبارکباد نیست
وای بر حال زمین شرق مسکین وای وای هر طرف آخ است هر سو اف بهر سوها یهای
گرم بازار جهالت حکم فرما جاهلیست فرد فرد شرق سرشار شراب غافلیست
ای محیط آرزوی يك جهان قلب حزين حاصل عمر عزیز ما در محنت قرین
شعله داغ وطن برسینه خود برفروز هر چه هست اندر جهان غیر از وطن او را بسوز
شعله جواله شو بر خرمن دشمن بزن آتش اندر دود مان دزد اهریمن بزن
جاذب احساس همچون تارهای برق باش رگ برک چاك گريبان صباح شرق باش
چون شرر بر بادی کاشانه بیگانه شو ، ويمو سر تا بپا سوز دل پروانه شو
بسمل دلها بر افشان است در رقص طپش هست شریان جگر چون نبض عاشق در پرش
فرش راه انتظارت چشمهای اشکبار دارد امید قدومت جوش صد عالم بهار
شیشه بازار است زیر پات فرش آبله هوش کن آهسته بگذر زین شکستن مرحله
ای بکام دوستان سازد خدایت کامران نور چشم دوستان و خار چشم دشمنان
در عروقت سرد جوش خون افغانی مباد سرد و چارت نامرادی جهل و نادانی مباد
از رسول این ناله های جانگداز چون شرار بهر اولاد وطن اندر اروپا یاد گار
شعۀ از آتش سوز دل بریان من میکند تقديم نور دیده گریان من
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
