Machine transcription
صفحه ( ۳۲ )
سال اول ـ مجله کابل
شماره ( ۷ )
گفت ( ۱ ) در کلامش رنگینی با سنگینی آمیخته است . در پیرانه سری دل
جوانی دارد ذکر باغ و بهار ـ حسن و شراب و شاهد و ساقی را طول میدهد
ولطف می اندوزد در تشیب مناظرات را تمهید نموده گریز می زند ـ در مناظرات
« لیل و نهار » « ارض و سما » « عرب و عجم » « نیزه و کمان » « گبر و مسلمان » او
بدنیای شعر ندرت دارند .
نمونه کلام : —
در گرشاسپ نامه قلم و روانی شاگردش را یاد میدهد .
ز کردار گرشاسپ اندر جهان یکی نامه بد یادگار از جهان
ز فرهنگ و نیرنگ و داد و ستم ز خوبی و زشتی و شادی و غم
ز رستم همی چونکه خواهی شنود گمانی که چون او بمردی نبود
گر از رزم گرشاسپ یاد آیدت همه کار رستم به باد آیدت
همی رستم آن بد که دیو نژند ببردش به ابرو بدر یا فگند
ستوه شد ز هومان بگرز گران ز دش دشتپانی بمانند ران
زبون کردش اسپندیار دلیر به کشتنش آورد سهراب زیر
سپهدار گرشاسپ تا زنده بود نه کردش زبون کس نه افگنده بود
به شاهنامه فردوسی نغزگوی چو از پیش گویندگان بردکوی
بسی یاد رزم یلان کرده بود و زین در سخن یاد ناورده بود
نهالی بد این رسته هم زان درخت شده خشک و بی بار و پژمرده سخت
( ۱ ) صاحب آتشکده مینویسد « این سخن در نظر فقیر خالی از غرابت و تعذر نیست
چه در دو روز نتوان نوشت » ( آتشکده اقلیم طوس ـ صفحه ۸۹ طبع بمبائی ) مانیز
این را از يك افسانه بیش نمیدانیم زیرا که فردوسی بمد ختم شاهنامه زنده بود و باز که
در عراق رفته مثنوی « یوسف و زلیخا را » را نوشت پس شاهنامه را چرا ناتمام می گذاشت ؟
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
