Machine transcription
( صفحه ٧٤ ) کابل ( شماره چهارم و پنجم )
بـخـاك اندرن صد هزاران مطرز به آب اندرت صد هزاران زره ور
الا ای خجسته يـراق سليمان یكی بر سر كوی معشوق بگذر
یكی صورت انگیز بر خاكش از خون نزار و جگر خسته و زرد و لا غر
خروشان و جوشان و گریان و بریان بری گشته از خواب و بیزار از خور
گذشته بنا گوشش از گوشه یا رسیده دو زانوش بر تارك سر
روان گشته رنجورش از درد هجران زبان گشته مجروحش از یاد دلبر
چوخوی قطره قطره بر رخساره پرخون چودل پاره پاره شده جامه در بر
ز داغ دریغش چو ارح جراحت زپیكان هجرانش افكار (۱) پیكر
شكسته با حداث گردونش گردن بریده زمانه به خنجر ش خنجر
بجای که گر در صفت بگذرانی شرر بار د از كلك و دیوان و دفتر
ا لا باد مشکین چو این نقش کردی در آویز ش از دامن آن ستمگر
بگو یش كه پرخون این سوخته دل چه عذر آوری پیش داد ار داور
اگر شرط مهر آزمائی ندانی كم از پرسشی باری ازحال چاكر
بیا ای صنم بر سر راه یاری یكی بر سر راه بكری و بنگر
ببین چون ره صید مجروح را هم منقط ز بس قطره های مقطر
همه خار وخاره چو لعل بدخشی همه سنگ ریزه چو یا قوت احمر
هوا بر ز دل پاره های معلق زمین پر ز بیجاده (۲) های معصفر (۳)
یكی از علمهای گلگون منقش یكی از نقط های زرین مشجر
شجرها نگر چون شررهای سوزان شمرها (٤) نگر چون صدفهای گوهر
بغر وارها خا كها بین چو رویین (٥) به فرسنگها سنگها بین چو اخگر
همه سنگ چشمه است بركوه و صحرا همه خاك و خون است بر وادی و جر (٦)
ازان سنگ پر خون و خاك عقیقین بپر س ای نگارین همه حال كهتر
بدان ای نگارین كه بردندم از تو بدان سان که آرند اسیران زکافر
چو بیمار بر پشت حمال نالان دو لب از نفس خشك و دو آستین تر
زمانی سواره چو بر طور موسی زمانی سواره چو دجال بر خر
دودستش چنان چون دوچوگان گل كن دو پایش چو دو خر كان كمانگر
(۱) افكار جراحت و زمین گیر و آزرده و وا ماند . (۲) بیجاده یاقوت وجواهر و كهربا
(۳) معصفر رنگی است (٤) شمر چوقمر حوض كوچك و آبگير وجوی كوچك وگرداب (٥) روبن بيخ
گیاهی است سرخ که بدان جامه رنگ كنند (٦) جر چو سر مطلق شكاف خصوصاً زمین شگافته .
٣٧٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
