Machine transcription
( صفحه ۷۰ ) کابل ( شماره چهارم و پنجم )
نشسته ام به بلندی وبیش چشم باز بهرکجا که کند چشم کار چشم انداز
فتاده بر سرمن فکرهای دور و دراز بدان سرم که سوی آسمان کنم پرواز
فغان که دهر بمن بر نداده چون شاهین
« از ایده آل مرد دهقان »
از طبع جناب فاضل غلام جیلانی خان جلالی عضو انجمن ادبی :
پند ما در وطن بفرزند دلبند خویش
دوش میگفت یکی مادر پاکیزه نهاد بهر فرزند که ای لخت جگر نخل مراد
تا من دل شده را ما در ایام بزاد بوده ام با شرف گوهر و پاکیزه نژاد
یاد کن پند مرا پیش ز درس استاد
باخبر باش که ملت نگران است بتو نيك بين ديده صاحب نظران است بتو
چشم امید همه پیر و جوان است بتو خاطر مام وطن هم نگران است بتو
هوش کن تا ندهی نام نیاکان بر باد
پسران تا به جهان خدمت مادر کردند اتحاد و روش خوش به برادر کردند
راز مکنون طبیعت ز زمین بر کردند بحر و بر يك سير از فکر هنر ور کردند
تو هم از تخم عمل گیر ثمر وقت حصاد
از طبع جناب فاضل خلیل الله خان مدیر شعبهٔ اول تحریرات صدارت عظمی :
در آغوش کوهسار
زین پس من وتو در پای این کوه تنها و بیکس شیدا و مفتون
با قلب سرشار از درد وافسوس با چشم لب ریز از گریه و خون
شب های روشن تنها نشینیم در پهلوی هم در نور مهتاب
تا باد خیزد نا لنده از کوه تا نور افتد لرزنده بر آب
گاهی نهاده سر بر سر سنگ گاهی سپرده دل در کف باد
گاهی فتاده مبهوت و خاموش گاهی نشسته سرمست و آزاد
۳۷۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
