Machine transcription
( صفحه ٤٦ )
کابل
( شماره چهارم پنجم )
شعرای افغان از مشاهدات وطن خود چگونه الهامى گرفته چه تشبيهات و استعارات نوى ايجاد كرده اند.
نسيم خوشگوار صبحگاهان كه به نشيب و فراز ، كوه ودشت ، صحرا وگلزار به جستجو و تلاش معشوق خود ( گل ) روان است براى شاعر افغان هم مانند شعرای فارسی زبان حكم قاصدی را داشته است و درحاليكه نسيم خفيف سحری در گلزار كوهستانی روه وزيدن نموده غنچه های گل را شگفته میسازد شاعر نيز از مشاهده آن بكيف افتاده گيسوان پريشان و رخسار گلگون صبحگاهی محبوب خويش را بياد می آرد وميگويد :-
نوی گل چه په چمن کښی پریشان شی
راته یاد ، زلف رخسار دخپل جانان شی
( کاظم خان شیدا )
از گلهای نوی كه درچمن پريشان ميشود يادرخسار و زلف های پريشان جانان خود می افتم .
* * *
شاعر هنوز ايستاده است كه دراشعهُ نخستين آفتاب قطرات شبنم صبحگاهی بمانند ديده های انتظار كشيده عاشق ميدرخشد و از مشاهده اين منظر دلفريب بياد رخسار گلگون وعرق آلود معشوق انتقال نموده وميگويد :-
ته به وائی چه په ګلو شبنم پریوت
چه له قهره ئی خولی شی رخسا رون
« عبدالقادر خان »
منظره دلفريب عرق قهر برخسار گلگون يار چنان در نظر جلوه ميكند كه گوئی قطرات درخشان شبنم بر بساط گل قرار گرفته .
* * *
شاعر صبحگاهان از خواب برخاسته از قله كوه ايلم به تماشای برآمدن آفتاب مشغول است و چون خود گرفتار آلام و مصائب عشق بوده ، با يكعالم ناكامی و نا اميدی دست بگريبان است قرص خورشيد را نيز بمانند خويش عاشق ناكام و بيقراری تصور نموده با لهجهُ پرسوز و گدازی باظهار احساسات سوز انگيز عاشقانه چنين می پردازد : -
لکه لمر زنده عاشق ، په تلاش کښی د خپل یار
یا په غشو د بڼو کښی ، جامه څیری خوار و زار
٣٤٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
